
هیچ وقت از خواندن روزنامهی اعتماد اینقدر به هم نریخته بودم. مقالهها و تیترهای درجشده در صفحهی اول این روزنامه، یک روز پس از درگذشت مرحوم علی کردان، به نظرم نازیباترین، ناصوابترین و غیرحرفهییترین نحوهی انعکاس خبر درگذشت یک هموطن بود که میشد دید.
مشخص بود که من در انتخابات اخیر، چه دیدگاهی داشتم. از مهندس موسوی حمایت کردم و به تناوب، یکی از منتقدان (و نه مخالفان) دولت بودهام و هنوز هم نمیتوانم نحوهی برخورد و اعمال خشونتی که با روزنامهنگاران، فعالان سیاسی، مقامات و سران دولتهای قبل و معترضین به نتیجهی انتخابات صورت گرفت را درک و هضم کنم، با این حال هیچ کجا را امضا نکردم و تضمین ندادهام که اخلاق و وجدانم را نیز معامله خواهم کرد و با هر ابزار ممکن، دست به دشمنی میزنم. رقابتی صورت گرفت، نتیجهیی حاصل شد، اتفاقاتی افتاد و به پایان رسید، و دیگر من نمیدانم چه توجیهی وجود دارد برای اینکه دو طرف ماجرا، عداوت و کینه را تا جایی ادامه دهند که آن را به یک خصومت پایانناپذیر قبیلهیی تبدیل کنند.
از آن سو، همگی متحد شدهاند و منتقدین خود را آشوبگر و برانداز معرفی میکنند و هر آنکه به اوضاع کشور نقد وارد کند را ضدانقلاب و جاسوس میدانند و از این سو، همه دست به دست هم دادهاند تا به هر قیمت ممکن، سنگاندازی کنند و دیگر عملکردها برایشان مهم نیست، بلکه فقط قصد ایجاد تنش را دارند.
وظیفهی اخلاقی من بود تا این متن را بنویسم، و از شما درخواست کنم که برای شادی روح مرحوم علی کردان دعا کنید و فاتحه بخوانید. روزنامهی اعتماد با عبارات و جملههایی که در گزارش خبر درگذشت ایشان درج کرد، واقعاً باعث شد تا احساس ناامیدی کنم. من نمیتوانم درک کنم که چه طور به سادگی میتوان فردی که درگذشته و دستش از این جهان کوتاه است را اینطور محاکمه کرد و در موردش به بدگویی پرداخت. همهی ما، اشتباهات و خطاهای بزرگ و کوچکی داریم که اگر قرار باشد به همهی آنها رسیدگی شود، خدا عالم است چه خواهد شد... خداوند ستارالعیوب است و این رویکرد و روش، به نتیجهی صواب و درستی نمیرسد.
من حتی در نقد و محاکمهی آنانی که زندهاند و امکان دفاع از خود را دارند نیز قایل به شکستن حریمها و ناهنجاری نیستم و بعید میدانم که کسی حاضر باشد برای به نقد کشیدن یک فرد یا یک موضوع قابل نقد، انسانیت را زیر پا بگذارد، کما اینکه در مورد دادگاههای متهمین حوادث پس از انتخابات نیز همین را گفتم. (که مدتها قبل از اعلام حکمشان توسط دادگاه، به وسیلهی رسانههای افراطی، به عنوان مجرم و کودتاگر معرفی شده بودند)
پروندهی همهی ما با پایان یافتن حیات خاکی، بسته خواهد شد، و مجموعهی نیکیها و بدیهایمان، برای داوری و قضاوت نهایی در دست قاضی ازل قرار خواهد گرفت. خداوند ما را مصون بدارد از آن خودبینی و خودپرستی ناشایست که از خطاها و لغزشهای خود آنقدر غافل شویم که پیش از محاسبهی با خود، به محاسبهی حساب دیگران بپردازیم. برای همهی رفتگان و درگذشتگان، و مرحوم علی کردان، آرزوی غفران الهی و برای خودمان که هنوز مهلت و فرصت داریم، آرزوی وجدان و هدایت میکنم...

برگرفته از اینجا

Template Generator سایتی جدید است که به همت دوست قدیمی، محمد توکلی و همراهانش راهاندازی شده است. آنها پیشتر سابقهی تاسیس سایت جابلاگی را که در مدتی کوتاه به یکی از منابع قابل اعتنا و تاثیرگذار در وبلاگستان فارسی تبدیل شد، داشتهاند.
محمد توکلی همیشه در صحبتهایش، دغدغهی راهاندازی یک قالبساز آنلاین فارسی که در آن کاربران بتوانند بدون داشتن دانش طراحی و برنامهنویسی تحت وب، قالبهایی برای وبلاگهایشان طراحی کنند را مطرح میکرد و مدتی است که با راهاندازی Template Generator فارسی، آرزوی قدیمی خود و بسیاری از وبلاگنویسان ایرانی را محقق کرده و فضایی را به وجود آورده که در آن بتوان قالبهایی برای سرویسهای مختلف وبلاگ فارسی از جمله پرشینبلاگ، بلاگفا و آفتاببلاگ طراحی کرد.
این قالبساز آنلاین مدت زیادی نیست که شروع به کار کرده، با این حال استقبال قابل توجه کاربران ایرانی باعث شده تا دستاندرکارانش، به فکر راهاندازی سرویسهای انگلیسی، عربی و فرانسوی آن هم بیفتند و گفته میشود که این سایت با تمامی امکاناتش، به زودی برای سایر زبانها نیز فعال خواهد شد.
امیدواریم که از قالبساز آنلاین فارسی، امکانات و قابلیتهای جدیدش و خدماتی که به توسعهی وبلاگستان خواهد کرد، بیشتر بشنویم.

طلبه بلاگ – بعد از اینکه شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر امور خارجهی امارات در شصت و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، "ناامیدی" کشورش از "اشغال ادامهدار جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک توسط ایران" را اعلام کرد و همهی ساخت و سازهای انجام شده توسط ایران در این جزایر را غیرقانونی و ملغی دانست، رییس مجلس این کشور هم همنوا با سایر مقامات دولت امارات عربی متحده، کشوری که 37 سال پیش به صورت رسمی پا به عرصهی وجود گذاشت، ادعاهایی مبنی بر اشغال جزایر سهگانه توسط ایران را تکرار کرد.
این ادعاها در روز 25 اکتبر (3 آبانماه) توسط رییس مجلس سوریه نیز مورد حمایت قرار گرفت و محمود الابرش رییس مجلس شعب سوریه با ارسال بیانیهیی به خبرگزاری امارات (WAM) بر "حمایت مردم و دولت سوریه از حق حاکمیت امارات بر سه جزیرهی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک" تاکید کرد.
گرچه حسن قشقاوی سخنگوی وزارت امور خارجهی جمهوری اسلامی ایران در نشست خبری سیام مهر خود با خبرنگاران داخلی و خارجی، به صراحت اعلام کرد که "بر سر مالکیت ایرانی جزایر هیچ بحثی نداریم"، با این حال به نظر میرسد که ایرانیان هنوز از واکنش دولت نسبت به تکرار ادعاهای ارضی امارات، رضایت کافی ندارند.
تا امروز، صریحترین پاسخ به مواضع امارات عربی متحده توسط یک نمایندهی مجلس داده شده است. عوض حیدرپور، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در بهمن ماه 87 در گفتوگو با سایت "عصر ایران" خواستار پاسخ جدی به اظهارات مقامات اماراتی شد و گفت: "همه اسناد و مدارک نشان می دهد که جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی از روز تشکیل ایران متعلق به ما بوده و از آن گذشته خود امارات هم مال ایران بوده و این وقاحت است که اماراتی ها ادعای خاک ایران را می کنند و از آن وقیحانه تر تایید این ادعاهاست."
خیلی خوشحالم که وبلاگ "زندگی زیبای رهبری" را پیدا کردم. در این وبلاگ، مطالبی منتشر میشود که از قرار معلوم رسانههای دولتی یا وابسته به نهادهای نظامی، علاقهی چندانی به بازتاب دادن آنها ندارند، و من تعبیر خاص خودم را از این موضوع دارم که شاید در فرصتی مناسب آن را بازگو کنم.
علیایحال، تصور میکنم که حتی منتقدان سرسخت شرایط فعلی کشور که نسبت به یکجانبهگراییها، تنشزاییها و تندرویهای سیاسی دولت گلایه دارند و هر روز از اقدامات جدید و دستاوردهای تازهی آن (که جدیدترین آنها اقامهی دعوی حقوقی علیه یک مرجع تقلید بود) شگفتزده میشوند، از خواندن این مطالب احساس خوبی خواهند داشت. احساس اینکه هنوز میتوان به آینده امیدوار بود.
هنوز برایم غیرقابل تصور و هضمنشدنی است که عدهیی به خود اجازه دادند جوانان حاضر در نماز جمعهی 26تیرماه به امامت آیتالله هاشمی رفسنجانی را "نماز اولی" بخوانند و تیرهای خشم خود را روانهی ایمان آنها کنند. همانهایی که به تعبیر رهبر انقلاب، در کهریزک "جنایت" مرتکب شدند و به عرض و آبرو و ناموس مردم ایران، رحم نکردند. آنهایی که ظاهر و پوشش جوانان این مملکت را ابزار و حربهی حملات سیاسی به اعتقادات و باورهای آنان کردند و خوف نداشتند از اینکه در جایگاه خداوند متعال بنشینند و میزان ثواب نماز جمعهی آنها را اندازه بگیرند.
ای کاش مدعیان ذوب در ولایت که هرگز احترام و ارادت قلبی خود به رهبر انقلاب را ثابت نکردهاند و حکم "دغلدوستانی" را دارند که خیانت و نامردمی آنها را باید هر لحظه انتظار کشید، نگاهی هم به این خاطره میانداختند (متن این خاطره عیناً از وبلاگ "زندگی زیبای رهبری" برگرفته شده و در ادبیات و نگارش آن تغییری اعمال نکردهام)
یكي از اسناد ساواك كه ارتباط مقام معظم رهبري را با نسل جوان مورد تأكيد قرار ميدهد، سند شماره9/3003 به تاريخ 1/8/1353 است كه مينويسد: مطهري از اين كه نماز جماعت سيدعلي خامنهاي در مشهد (توسط ساواك) تعطيل شده، ابراز ناراحتي كرده و گفته است : سيد علي خامنهاي از نمونههاي ارزندهاي است كه براي آينده موجب اميدواري است و در اين مدت كوتاه در مشهد، كارهاي پر ثمري انجام داده كه يكي از آنها جمع كردن جوانان روشنفكر حوزه و دانشگاه است. ۱
مقام معظم رهبری با ذکر خاطره ای رابطه خوب خود را با جوانان اینگونه بیان میکند: مسجدي كه بنده نماز ميخواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند؛ براي خاطر اينكه با جوان تماس ميگرفتيم. در همان سالها پوستينهاي وارونه مد شده بود و جوانان خيلي اهل مد آن را ميپوشيدند.
يك روز ديدم جواني كه از اين پوستينهاي وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ يك حاجي محترم بازاري هم كه مرد خيلي فهميدهاي بود و من خيلي خوشم ميآمد كه او در صف اول مينشست، در كنار اين جوان نشسته بود. ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزي در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجي محترم گفتم چه گفتي؟ به جاي او جوان گفت چيزي نيست. فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همينجا بنشينيد و تكان نخوريد! گفتم حاجي! چرا ميگويي اين جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسي از جنس پ وستين وارونه هم ميتواند بيايد به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند.
برادران! اگر پول و امكانات هنري نداريم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدي زمانه را نداريم، «اخلاق» كه ميتوانيم داشته باشيم؛ «في صفه` المؤمن بشره في وجهه و حزنه في قلبه». با اخلاق، سراغ اين جوانان و دلها و روحها و وراي قالبهاشان برويد؛ آن وقت تبليغ انجام خواهد شد. ۲
۱- سلاله الابرار، ص 88 ، به نقل ازاسناد ساواك، آرشيو وزارت اطلاعات، ش27 به ارزيابي573 مركزاسناد انقلاب اسلامي
۲- مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان سازمان تبليغات اسلامي، 26/3/1376
* ابراز همدردی انگلیس و تکذیب دخالت در عملیات ترور
* ابراز همدردی رییس جمهور سوریه، بشار اسد
* اتحادیهی اروپا عملیات تروریستی سیستان و بلوچستان را محکوم کرد
به سهم ناچیز خود و به عنوان یک شهروند ایرانی، این ضایعهی دردناک را به خانوادهی همهی از دست رفتگان، رهبران مذهبی اهل تسنن، درجهداران نظامی و اهالی سیستان و بلوچستان از شیعه و سنی، تسلیت میگویم و به این خانوادهها اطمینان میدهم که قلبهای مردم ایران با اندوه و رنج آنها آشناست. برای صبر و تسکین همهی آنان دعا خواهیم کرد...
مادهی 188 آیین دادرسی کیفری