تبليغاتX
ايمان امروز
یارب نظر تو برنگردد...

۱-  عبدالرحمن جامی، شاعر گرانمایه‌ی ایرانی قرن نهم که ملقب به ابوالبرکات است را بیشتر با آثاری همچون لوایح و لوامع، مناقب جلال‌الدین رومی و نقد‌النصوص می‌شناسیم. دیوان سه‌گانه‌ی اشعار او که شامل سه دوره‌ی فاتحه‌الشباب، واسطه‌العقد و خاتمه‌الحیات است، از جمله ارزشمندترین منظومه‌های شعر فارسی در دوران پس از حافظ محسوب می‌شود. آرامگاه جامی در استان ایرانی هرات قرار دارد که میعادگاه عاشقان فرهنگ و ادب پارسی است.
زاغ و کبک، یکی از داستانهای معروف جامی است که بسیاری از ما آن را در کتابهای درسی خود به یاد داریم و یا از زبان بزرگترها شنیده‌ایم:
زاغی از آنجا که فراغی گزید /// رخت خود از باغ به راغی کشید
دید یکی عرصه به دامان کوه /// عرضه ده مخزن پنهان کوه
نادره کبکی به جمال تمام /// شاهد آن روضه‌ی فیروزه فام
تیزرو و تیزدو و تیزگام /// خوش‌روش و خوش‌پرش و خوش‌خرام
هم حرکاتش متناسب به هم /// هم خطواتش متقارب به هم
زاغ چو دید آن ره و رفتار را /// وآن روش و جنبش هموار را
با دلی از درد گرفتار او /// رفت به شاگردی رفتار او
باز کشید از روش خویش پای /// در پی او کرد به تقلید جای
بر قدم او قدمی می‌کشید /// وز قلم او رقمی می‌کشید
در پی‌اش القصّه در این مرغزار /// رفت بر این قاعده روزی سه چار
عاقبت از خامی خود سوخته /// رهروی کبک نیاموخته
کرد فرامش ره و رفتار خویش /// ماند غرامت زده از کار خویش
متن کامل این شعر را با طراحی گرافیک محمدرضا رهبر می‌توانید اینجا ببینید.
در وبلاگ سلام یاهو که بمب گوگلی بر علیه حذف نام ایران از فهرست کشورهای سایت یاهو محسوب می‌شود و به یاری خداوند، هم‌اکنون به طور متوسط در روز 50 هزار نفر بازدیدکننده دارد و در هر نوبت، به یکی از مفاخر فرهنگ، ادب و هنر ایرانی اسلامی می‌پردازد، این بار شعر زاغ و کبک مولانا عبدالرحمن جامی را به انگلیسی ترجمه کردم.
کاری که بسیار صعب و غیرممکن بود از آن رو که در ترجمه‌ی یک شعر به زبان دیگر، یا باید درونمایه را فدا کنیم و یا قالب را. با خواندن این ترجمه، شما قضاوت کنید که وزن و قافیه فدا شده‌اند یا معنا و محتوا.

2- رهبر محبوب انقلاب، دیروز در جمع مردم مرودشت استان فارس، دقایقی از سخنان خود را به فرهنگ و هنر ایران باستان اختصاص دادند و با اشاره به مجسمه‌ی والرین در نزدیکی کازرون که زانو زدن خفت‌بار یک سردار رومی در برابر شاپور اول پادشاه ایران‌زمین را نشان می‌دهد، افزودند: (نقل به مضمون) "تخت جمشید به عنوان یک بنای باستانی از دو جنبه قابل توجه است. جنبه‌ی منفی که برای متدینین و مردم ایران، یادآور دوران استبداد و طاغوتیگری است و قابل توجه به شمار نمی‌رود. اما جنبه‌ی مثبت که یادآور هنرمندی، ابتکار و سلیقه‌ی دستان مردمان ایرانی سازنده‌ی این بناست و برای همه‌ی ما، افتخار و سربلندی به شمار می‌رود."
بی‌مناسبت ندیدم که به مناسبت این اظهار نظر جالب توجه و ارزشمند، تصویری از دیدار رییس‌جمهوری با تخت‌جمشید را با اقتباس از خبرگزاری مهر، باز منتشر کنم.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فرهنگ ایرانی  | 

دکتر محمد معین، مردی که فراموش کردیم...

اهل مطالعه و فرهنگ هستیم یا نه، پژوهشگر هستیم یا نه، اگر سالی یکبار هم گذرمان به ویترین یک کتابفروشی می‌افتد یا نه و خلاصه اینکه اگر به روح گرسنه‌مان هر از گاهی غذا می‌دهیم یا نه، مطمئناً در طول عمرمان حداقل یک بار به فرهنگ لغات شش جلدی ارجمند دکتر محمد معین مراجعه کرده‌ایم.

فرهنگ واژگانی که گاهی اوقات ناامید از هر منبع و مرجع معتبر علمی، پاسخ بسیاری از سوالات تخصصی‌مان را هم در آن می‌یابیم و البته فراموش‌مان می‌شود که یادی کنیم از روح بلند محمد، فرزند ابوالقاسم معین‌العلما، متولد 9 اردیبهشت 1293 هجری شمسی در رشت.

دوره‌ی ابتدایی و دوره‌ی نخست دبیرستان را در رشت سپری کرد و سپس برای ادامه‌ی تحصیل به تهران رفت.

در دانشکده‌ی ادبیات و دانشسرای عالی به تحصیل ادبیات فارسی پرداخت و نخستین کسی بود که در تاریخ ایران‌زمین موفق به اخذ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی شد.

سفرهای خارجی متعددی داشت و به آمریکا، شوروی سابق، آلمان، فرانسه، ترکیه و پاکستان دعوت شد و از همه‌ی این کشورها دکترای افتخاری دریافت کرد. 

 پس از مدتی دانشیاری، به سمت استاد دانشگاه تهران منصوب شد. "مزدیسنا و تاثیر آن در ادب فارسی"، "تحلیل هفت پیکر نظامی"، "حکمت اشراق و فرهنگ ایران"، "برگزیده نثر فارسی در دوره‌های سامانیان و آل بویه"، "تصحیح و تحشیه برهان قاطع" و "برگزیده شعر فارسی دوره‌های طاهریان، صفاریان و سامانیان" از جمله 23 کتاب او هستند که در این میان، فرهنگ شش‌جلدی لغات و اعلام او بسیار خوش درخشید و هم‌اکنون در هر کتابخانه و روی میز هر پژوهشگری می‌توان اثری از آن یافت.

کمتر شهروندی است که بداند نقش اصلی گردآوری و تکمیل فرهنگ واژگان علامه دهخدا پس از مرگ وی بر عهده‌ی دکتر معین بود و نیز بسیار کم شنیده‌ایم که علی اسفندیاری (نیما یوشیج) پیش از مرگ، دکتر معین را به عنوان امین و معتمد خویش معرفی نمود تا وصایای او را اجرا کند. وصایای نیما، بازخوانی و تصحیح اشعار و نوشته‌هایش توسط دکتر محمد معین بود و از همین روی، دکتر محمد معین اشعار نیما را منتشر کرد. 

 برهان قاطع محمد حسین بن خلف تبریزی را نیز او تصحیح کرد و خلاصه اینکه یکی از پایه‌گذاران اصلی فرهنگ و ادبیات نوین پارسی بود که در اوج گمنامی و مظلومیت، پس از تحمل 6 سال کما در 13 تیرماه 1350 در تهران درگذشت و پس از انتقال جسمش به گیلان، در آستانه‌ی اشرفیه دفن گردید.

تلاشهای دولت متخاصم و جنایتکار پهلوی که در طول 53 سال حکومت ننگین و کفرآمیز خود، با تمام قوا در عقب نگاه داشتن گیلان کوشید و با هدف قرار دادن مردم سرزمین دارالایمان، تلاش کرد تا بذر بی‌دینی و نفاق را در این خطّه پراکنده سازد، دکتر معین را نیز همانند سایر فرهیختگان و ادبای گیلانی قربانی ساخت تا او نیز با اتهامات فراوانی که با منشاء پهلوی و شاهنشاهی بر او وارد کردند، در محاق بی‌خبری و گمنامی از یادها فراموش شود.

 چه بسا اگر چنین گوهر تابناکی، زادگاهی به غیر از گیلان داشت که مردمان آن همیشه به توحید و یکتاپرستی شهره بودند و داشتن میراثی همچون آرامگاه حضرت فاطمه اخری (س) خواهر ارجمند امام غریبان و ضامن آهو (ع) نیز گواهی بر همین مدعی است، تندیس دکتر معین را نیز همانند تندیس فردوسی در یکی از میدانهای بزرگ تهران می‌دیدیم و...

در مرتبه‌های آينده، از خسارات جبران‌ناپذیر رژیم منحوس پهلوی به گیلان‌زمین و خیانت آشکاری که بر فرهیختگان و چهره‌های ماندگار این دیار روا داشت، خواهم نوشت.

|+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فرهنگ ایرانی  | 

ماه پرشتاب اردیبهشت!

عجب ماهی است این اردیبهشت! چندین و چند مناسبت فرهنگی و هنری پشت سر هم و بلا انقطاع می‌آیند و می‌روند و تو اصلاً فرصت فکر کردن و نوشتن نداری!

هنوز مهلت قلم زدن درباره‌ی سالروز گرامیداشت عطار نیشابوری، استاد سخن حضرت سعدی شیرازی، گرامیداشت یاد استاد دکتر محمد معین و روز یادبود شیخ بهایی ارجمند را نیافته‌ بودم که شروع به کار نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با حضور ناشرانی از 70 کشور دنیا نیز مزید بر علت شد و باری بر کوله‌بار نوشتن‌هایم افزود و حالا دیگر نمی‌دانم باید چگونه به این همه مناسبت و رویداد بپردازم.

مهمتر از همه، سالروز گرامیداشت مقام علامه‌ی شهید مرتضی مطهری و روز معلم هم که دیگر سرگل همه‌ی مناسبتها بود و من ماندم و یک وبلاگ و دو ماه مانده به کنکور و این سودای نوشتن که به حال خود رهایم نمی‌کند. پس بگذارید حداقل در چند پرده، بخشی از دین و وظیفه‌یی که در این مناسبتهای مهم و تاریخی بر دوشم مانده، ادا کنم:

 

1- هفته‌ی ارجمند و طلایی گرامیداشت مقام معلم را به همه‌ی استادان، معلمان و آموزگاران عزیز ایرانی شادباش می‌گویم و برایشان طول عمر، بهروزی و سرور آرزو دارم. معلمانی که با استعانت از پروردگار متعال و با اهتمام در راه معلم اعظم (ص)، عشق می‌آموزند و مشق محبت می‌دهند.

دست تمامی معلمانم از سرکار خانم زرپور معلم سال اول ابتدایی، آقای کامرانی معلم سال دوم، سرکار خانم عبدی‌زاده معلم سال سوم، سرکار خانم بارنگ‌بو معلم سال چهارم و آقای یزدانی معلم سال پنجم دبستان تا استاد داداش‌زاده، معلم دوست‌داشتنی انشای سال اول راهنمایی و استاد عبدزاده معلم ادبیات دوره‌ی پیش‌دانشگاهی و همه‌ی بزرگوارانی که با آموختن هزاران واژه، تا ابد مرا بنده‌ی خویش ساختند، می‌بوسم و در برابرشان سر تعظیم و ادب فرود می‌آورم.

 

2- همایش خاموش پرگفتار را که یادتان هست؟ گرامیداشت حضرت مولانا جلال الدین خراسانی، اسطوره‌ی بی‌بدیل ادب و عرفان ایران زمین که به همت چندی از دوستان نوجوان و جوان من در اسفند 86 با پیشنهاد برگزار شد.

اهل هر کجای ایران‌زمین که هستید و نتوانستید در این همایش بزرگ و باشکوه حضور پیدا کنید، اگر می‌خواهید سخنرانی استاد دکتر مهدیه الهی قمشه‌یی در باب عرفان و کلام مولانای ایرانی، اجرای موسیقی سنتی و سایر بخشهای همایش را ببینید، بشنوید و از آن لذت ببرید، مژده می‌دهم که لوح فشرده‌ی همایش به همت اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان منتشر شده و کافی است برای دریافت نسخه‌های آن، پیامی به این حقیر بفرستید تا بگویم که چگونه لوح فشرده‌ی خاموش پرگفتار برایتان ارسال می‌شود.

 

3- ببینید آش چه قدر شور شده که شخص آشپز هم به فریاد آمده! جورج بوش، کلانتر محله و پلیس منطقه که با حمله‌های متعدد به عراق، افغانستان، سومالی، رواندا، فلسطین و بر جای گذاشتن میلیونها کشته و آواره، به یادماندنی ترین اثر تاریخی در زمینه‌ی برقراری صلح و عدالت را خلق کرده، منفورترین رییس‌جمهور تاریخ آمریکا به گزارش سی‌ان‌ان شناخته شد.

شاید او در راه اجرای کلام جد بزرگوارش، ٱدولف هیتلر فقید گام برمی‌دارد که گفته بود: "صلح ابدی، جنگی پایان‌ناپذیر می‌طلبد!" روی اصلی سکه یعنی جنگ‌پایان‌ناپذیر را دیدیم. وقت برای صلح ابدی تا مرحله‌ی انقراض نسل بشر زیاد هست...! شاید جورج بوش و متحدانش در اسراییل تصمیم دارند صلح جهانی را برای گونه‌های جانوری باقی‌مانده در آمازون برقرار کنند...

 

4- رسوایی اخلاقی فاجعه‌بار در غرب، بار دیگر سقوط آزاد ارزشهای انسانی در اروپای آمریکاییزه شده را نشان داد. اگر این شیطان اتریشی را نمی‌شناسید که به نظر من در خباثت و نامردمی، دست گیرت ویلدرز هلندی را هم از پشت بسته، بد نیست به این خبر نگاهی بیندازید.

فقط یک فیلمساز هنرمند مسلمان و با دل و جرات می‌خواهد که از این تکان‌دهنده‌ترین فاجعه‌ی انسانی قرن، یک مستند 15 دقیقه‌یی بسازد و دلهای زخم‌دیده‌ی مردم دنیا از جنایت انسان‌نمای یهودی اتریشی را تسکین دهد. باورکردنی نیست... فاجعه آنقدر باور ناپذیر بود که نه فاکس‌نیوز توانست سکوت کند، نه بی‌بی‌سی و نه حتی یاهو... مردی که سالها پس از دستگیری او، کودکش برای نخستین بار آفتاب را دید... استغفرالله ربی و اتوب الیک.

پروردگارا، تو را به عظمت، اسماء مقدس و تمامی جبروتت قسم می‌دهیم که با ظهور منجی، این جهان افسارگسیخته و هراسان را نجات دهی...

|+| نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فرهنگ ایرانی  | 

نقشه‌یی منتشرنشده از خلیج همیشه فارس

برای دیدن نقشه‌ی کامل اینجا را کلیک کنید

 

نقشه‌های باستانی فراوانی در دست هستند که در سده‌ها و قرنهای گذشته از سیّاحان، جهانگردان، کارتوگرافرها، جغرافیدانان و کلکسیونرها به جای مانده اند و حاوی نامهای خلیج فارس و سندی بر اثبات حقانیت این حوزه‌ی آبی همیشه ایرانی هستند.

در این میان هیچ اهمیتی ندارد که رسانه‌های وابسته به کاخ سفید هم برای اثبات دشمنی قسم‌خورده‌شان با ایران عزیزمان، چند باری تحرکی انجام بدهند و تحریفی بکنند. خباثت در ذات رسانه‌های آمریکا نهفته شده و دروغ‌پردازی و معرفی خود به عنوان خیرخواه مردم ایران، بخشی از وظیفه‌ی آنهاست. دقیقاً همانند داستان قدیمی شنل‌قرمزی و گرگی که سرانجام به نیت شوم خود نمی‌رسد! در این میان، وظیفه‌ی ماست که هوشیار باشیم و فریب زرق و برق سی‌ان‌ان و مجری‌های شیک‌پوشش را نخوریم...

اخیراً‌ هم که کتابی منتشر شد و همانطور که از رسانه‌ی ملی هم دیدید، رونمایی آن را دکتر حبیبی انجام داد.

اما نقشه‌یی که امروز با هم می‌بینیم، تا امروز در هیچکدام از رسانه‌ها، سایتها، نشریات یا کتابهای فارسی زبان منتشر نشده و برای نخستین بار آن را در وبلاگ "ایمان امروز" رونمایی خواهیم کرد. (قابل توجه دوستان نکته سنج که این نقشه‌ها متعلق به ویکی‌پدیا و سایر سایتهای حاوی نقشه‌های خلیج فارس هم نیستند!)

به دلایلی ترجیح می‌دهم منبعی که این نقشه را به دستم رسانده، فعلاً محفوظ و ناگفته باقی بماند چرا که چند نمونه‌ی دیگر از نقشه‌های باستانی خلیج فارس نیز در دست دارم که حتی در کتاب منتشرشده‌ی اخیر نیز نیامده‌اند و به مرور منتشر خواهم کرد. 

این نقشه را شخصی فرانسوی به نام "میتلوس" در سال 1598 طراحی کرد، برای ساخت آن از تکنیک "مس-اندود" کردن بهره گرفت و هم‌اکنون در موزه‌ی کلن آلمان نگهداری می‌شود.

اگر به قسمت پایین سمت چپ نقشه نگاه کنید، عبارت Sinus Persicus را که به همان معنای خلیج فارس است، می‌بینید.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فرهنگ ایرانی  | 

روز جهانی خلیج فارس

امروز که در تقویم جلالی خیامی، دهم اردیبهشت محاسبه می‌شود، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان روز ملی خلیج فارس نامگذاری شده است. روزی که بنا دارد از یک میراث معنوی، فرهنگی، تاریخی و ملی محافظت کند و همه‌ی مزدورانی که در مقابل دلارهای آمریکایی، حیثیت و شرافت انسانی را به تاراج می‌گذارند، پشیمان و خسران‌زده سازد.
این واقعیت که فریب‌خوردگان فراوانی هستند و درک نمی‌کنند امپریالیسم آمریکایی از چه زمانی با دلارهای ناپاک خود تلاش کرد جهان را بر علیه واقعیت انکارناپذیر، باستانی و ۷۵۰۰ ساله‌ی خلیج فارس بشوراند و زیر پرچم این استکبار خود را پنهان می‌کنند، نمی‌توان نادیده گرفت.
اما اگر تنها یک دلیل (از بین هزاران هزار دلیل) برای دشمنی و خصومت با دولت فاشیستی و نژادپرست ایالات متحده داشته باشیم، همین جعل نام نابخشودنی است که هیچ ایرانی باغیرت و فهمیده‌یی آن را از یاد نخواهد برد.
روز ملی خلیج فارس همیشه جاوید را شادباش می‌گویم و انتشار افتخارآمیز کتاب "خلیج فارس در نقشه‌های تاریخی" را به فال نیک می‌گیرم و برای همه‌ی جعل‌کنندگان حقایق و مستندات تاریخی و باستانی، آرزوی هدایت و عقوبت دارم.

این پست به زبان انگلیسی نیز حاوی تصویر نامه‌ی رسمی کوفی عنان در سال ۱۹۹۴ و ممنوعیت استفاده از نامهای جعلی برای خلیج فارس همیشه جاوید است.

|+| نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب بين‌المللي  | 

بزرگداشت سهراب سپهری و تولد من

دشتهایی چه فراخ

کوههایی چه بلند

در گلستانه چه بوی علفی می‌آد

من در این آبادی

پی چیزی می‌گشتم

پی خوابی شاید

پی نوری، ریگی، لبخندی

* * *

ظهر تابستان است

سایه‌ها می‌دانند که چه تابستانی است

سایه‌های بی‌لک

گوشه‌یی روشن و پاک

کودکان احساس

جای بازی اینجاست!

زندگی خالی نیست

مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست

آری، تا شقایق هست

زندگی باید کرد!

 

در روزهای برنتافتنی زلزله‌ی بم که هیچکدام‌مان حال و روز خوشی نداشتیم، آلبوم "در گلستانه" از استاد شهرام ناظری که مجموعه‌ی موسیقی توصیفی در بزرگداشت شصتمین سالروز ولادت سهراب سپهری بود، با دکلمه‌ی احمدرضا احمدی و موسیقی استاد هوشنگ کامکار، کمانچه‌ی سوزناک اردشیر و سنتور دلنشین اردوان کامکار، مونس غمهایم می‌شد.

اما به لطف خدا، بم هم دوباره ساخته شد و "در گلستانه" می‌تواند این روزها تنهاییمان را پر کند، نه اینکه سیر انفس باشد از حسب حالی در غمِ بم ...

سهراب سپهری عزیزمان، در 15 مهر 1307 در کاشان دیده به جهان گشود و بر اثر بیماری صعب، به تاریخ نخستین روز از اردیبهشت ماه 1359 در بیمارستان پارس تهران از دنیا رفت.

نخستین روز از اردیبهشت عزیزمان، سالروز درگذشت این چهره‌ی ماندگار ادب پارسی است که در تقویم ایران زمین، به عنوان روز بزرگداشت سهراب سپهری نامگذاری شده است. مژده می‌دهم که به همین مناسبت، بسته‌ی نسبتاً مفصلی با عنوان سهراب نامه پیشکش خواهم کرد که پاره‌ی نخست آن در ادامه می‌آید.

 

1-     دکلمه‌یی از استاد سهراب سپهری با صدای دلنشین خود ایشان – از سایت یوتیـوب

2-     ترجمه‌ی آلمانی "آب را گل نکنیم" از سایت فارسین بانکی

3-     رهزنان را خواهم گفت کاروانی خواهد آمد، بارش لبخند! – مقاله‌یی از مادرم

4-     ترجمه‌ی ایتالیایی "صدای پای آب" از وبلاگ "کورپی دی کُنفینه"

5-     زندگینامه‌ی استاد سهراب سپهری از سایت جشن کتاب

6-     سنگ آرامگاه استاد سهراب سپهری با خط استاد رضا مافی

۷-  معرفی سهراب سپهری عزیزمان در سایت سوئدی "نوردی نت"

 

الحمد لله الذی هدینا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا ان هدینا ا...

حالا که با هم، اندیشه را زرورق گرفتیم و برگ برگش را کنار چیدیم، بگذارید تبلیغ کنم که هفتم اردیبهشت یعنی شش روز پس از سالگشت بزرگداشت سهراب سپهری عزیزمان، با یک فاصله‌ی ده ساله، من متولد شدم و هفتم اردیبهشت یعنی روزی که گذشت، در سال 1369 که به فضل و عنایت پرودرگار باری تعالی، همزمان با عید بندگی و شکرگزاری یعنی عید سعید فطر، پای به عرصه‌ی گیتی گذاشتم.

دوستان زیادی در این روز به من لطف و عنایت داشتند که یاران قدیمی و صمیمی یعنی احمدرضا توسلی و محمدرضا رهبر از آن جمله بودند. ایزد یکتا را سپاس می‌گویم به کرم و عنایت خود، فرصتی داد تا یک بهار دیگر را تجربه کنم:

از خدا جوییم توفیق ادب /// بی‌ادب محروم ماند از لطف رب

سالروز گرامیداشت شیخ بهایی، حضرت سعدی و حکیم عطار نیشابوری عزیز را نیز پشت سر نهادیم که من پیمان می‌بندم هرگز از خاطر نبرم و در روزهای آینده، بسته‌های پیشکش خودم برای گرامیداشت این بزرگواران ایرانی را نیز تبلیغ و ارایه کنم.

|+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فرهنگ ایرانی  | 

تحریم انتخابات یعنی عینک آفتابی در شب بارانی!

داستان افرادی که به واسطه‌ی بیماری، مشغله، مشکلات شخصی، نداشتن بینش اجتماعی سیاسی، تنبلی و بی‌حوصلگی یا پیدا نکردن داوطلبان و نامزدهای صالح و شایسته در انتخابات شرکت نمی‌کنند خیلی متفاوت با آنانی است که انتخابات را "تحریم" می‌کنند و این شاهکار خود را سربلندانه فریاد هم می‌زنند!

راستش ما از زمانی که به خودمان آمدیم و بزرگترهایمان هم از وقتی در این انقلاب بزرگ شدند، همگی یادمان می‌آید که همیشه دو ماه مانده به شروع یک انتخابات در ایران، دست‌درازیها و فضولی‌های بی‌بی‌سی و رادیو صدای صهیونیست و این تی‌وی و آن تی‌وی شروع می‌شد که ای مردم، بشتابید، بشتابید که این انتخابات فرمایشی است، بشتابید که این نمایشهای رژیم تمامی ندارد، بشتابید که تحریم چاره‌ی کار است و از این دست موهومات به خورد ملت می‌دادند.

عده‌یی هم با شنیدن فریادهای پرهیجان قائم مقامی و صور اسرافیل و هخا و ... به وجد می‌آمدند و به صرافت می‌افتادند و حقیقتاً باورشان می‌شد که نکند همین الان رژیم در حال سقوط است و بگذار ما هم با تحریم قهرمانانه‌ی خود، یک روز دیگر از روزهای عمر رژیم کم کنیم!

خلاصه اینکه داستان دخالتها و بزرگتری کردنهای پول‌بگیران و مزدوران کاخ سفید هیچ وقت تمامی نداشته و طبیعتاً آنها در مقابل دلارهایی که می‌گیرند، باید هم بگویند فلان تروریستی که یک زمان به جان نخست‌وزیر وقت سوءقصد کرده بود و حالا تایید صلاحیت نشده، پس انتخابات نمایشی است!

اما آنچه در این میان باعث تاسف می‌شود، گول خوردن عده‌یی ساده لوح است که با دیدن کراوات و پیپ گوشه‌ی دهان آقای مجری و لپ‌تاپی که جلویش هست، فکر می‌کنند این بابا واقعاً منورالفکر و دگراندیش است، پس بهتر است هرچه او می‌گوید ما هم انجام بدهیم، شاید روشنفکر شدیم!

شاید واقعاً هم حس "تحریم" انتخابات، بعضی اوقات باعث شود که آدم خودش را با گاندی اشتباه بگیرد، اما بگذارید برایتان تحریم کنم این حرکت قهرمانانه و شجاعانه یعنی چه.

تحریم انتخابات یعنی من از حق خودم گذشتم. من نه مشکل اقتصادی دارم، نه مشکل مسکن و نه مشکل ازدواج یا بیکاری. من کلاً تامین هستم و نیاز ندارم هیچ نماینده‌ی مجلس یا رییس‌جمهوری برایم کاری انجام دهد

تحریم انتخابات یعنی چه کشور به بهترین شکل ممکن پیشرفت کند و چه در سقوط باشد، برای من تفاوتی ندارد. اوضاع جامعه هرچه که باشد، داستان من جداست!

تحریم یعنی عقل خودمان را بدهیم دست یک عده آدم بیکار که اوقات فراغتشان را با اجرای برنامه‌های "شاد" و "ملی‌گرایانه" در شبکه‌های "آزادی‌خواه" آن طزف آب پر می‌کنند!

تحریم انتخابات یعنی شعارهای وطن‌دوستانه‌ی من فقط در حد حرف و "اُرد دادن" است و بس. اینکه بنشینم کنار گود و بگویم "لنگش کن". یعنی من از کوچکترین کاری هم که می‌توانم برای کشورم انجام بدهم، دریغ خواهم کرد!

تحریم یعنی خجالت بکشیم از آن پیرمرد بی‌سوادی که عصا به دست با کمر خمیده می‌آید سر صندوق تا به سهم خودش کاری کند، اما من با این همه نعمت شادابی و سلامتی، می‌نشینم خانه و پروفسوری می‌کنم و برای رای ندادنم، صد هزار دلیل روشنفکرانه دارم!

تحریم انتخابات یعنی ژانگولربازی. یعنی شامورتی و عملیات محیرالعقول. یعنی معرکه گرفتن و مارگیری. یعنی جلب توجه کردن به هر قیمتی. یعنی خود را متفاوت و برتر نشان دادن حتی به قیمت خیانت به خود، حتی به قیمت خودزنی کردن، حتی به قیمت راه رفتن زیر باران شب تاریک با عینک آفتابی!

 

فقط یادت باشد، اگر چهار سال بعد از فرط مشکلات اقتصادی مستاصل شدی و ندانستی به کدام طرف رجوع کنی، باید آنقدر وجدان داشته باشی که بدانی نماینده‌یی نداری تا خیرش را بگیری و بگویی مشکلم را حل کن... رییس‌جمهوری نداری که برایش نامه بنویسی و بگویی: آقای رییس جمهور، من به تو رای دادم. دستم را بگیر!

آن وقت دیگر نه حق انتقاد داری و نه حق تحصن کردن. یادت باشد...

|+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب انتقادي  | 

تمبرهای ابن‌سینا حکیم بزرگوار ایرانی

برای بزرگداشت دانشمند ارجمند و عالیرتبه‌ی ایرانی، شیخ‌الرییس و حکیم‌العقلاء ابن‌سینای همدانی، تمبرهای بسیار زیادی در کشورهای مختلف جهان منتشر شده اند که نشاندهنده‌ی جایگاه و ارزش علمی و معنوی این چهره‌ی تابناک عالم پزشکی هستند.

در سال ۱۹۸۰ میلادی که توسط یونسکو به عنوان سال بزرگداشت ابن‌سینا معرفی شد، اکثر کشورهای اسلامی و بسیاری از دولتهای غیراسلامی برای گرامیداشت شیخ‌الرییس پورسینا، برنامه‌های فرهنگی و هنری فراوانی به اجرا گذاشتند و این برنامه‌ها با برگزاری همایش بین‌المللی پزشکی در ایران به اوج خود رسید. وی که در ۱۰ سالگی حافظ کل قرآن مجید شد و در ۲۲ سالگی پدرش را از دست داد، یک شیعه‌ی دوازده‌امامی و معتقد بود و همزمان با دوره‌ی پادشاهی سامانیان می‌زیست.

او در زمان حکومت شمس‌الدوله، حاکم همدان و فرمانروایی نوح‌ابن منصور، حاکم بخارا می‌زیست که داستان معروف راهیابی به کتابخانه‌ی حکومتی بخارا برای او در همین زمان اتفاق افتاد.

ابن سینا تحت تاثیر آموزه‌های معلم ثانی (فارابی) گرایش بسیار زیادی به نظریات حقیقت‌گرایانه و شهودی ارسطو  یافته بود و با افلاطون که علت وقایع و رویدادهای طبیعی را در ماورای طبیعت جست‌وجو می‌کرد و از طرفی تفکر دینی و مذهبی نیز نداشت، همواره ناسازگار بود.

بخشی از تمبرهای ارزشمندی که در سال ۱۹۸۰ برای بزرگداشت ابن‌سینا منتشر شدند را گرد آورده‌ام که در ادامه با هم مرور خواهیم کرد:

 

تمبر جمهوری اسلامی کومور برای بزرگداشت حضرت پورسینا همراه با تصویری خیالی

 

تمبری از جمهوری مالی برای گرامیداشت هزارمین سال ولادت ابن‌سینای عزیز ایران

 

تمبری دیگر از جمهوری مالی در گرامیداشت ابن‌سینا، تصویری از کلاس درس حضرت

 

تمبری که کشور آفریقایی و مسلمان تونس برای بزرگداشت ابن‌سینا منتشر کرد

 

تمبر چاپ‌شده توسط دولت الجزایر با کمک تصویر رسمی ابن‌سینا تصویب‌شده توسط انجمن آثار ملی ایران. این تصویر را ابوالحسن خان صدیقی نگارگر و مجسمه‌ساز برجسته‌ی ایرانی نقش کرده است.

 

تمبری از کشور فرانسه، بزرگترین شریک تجاری ایران در اروپای غربی برای بزرگداشت اسطوره‌ی ایرانی علم و ادب، ابن سینا

 

تمبر زیبای ایرانی در گرامیداشت حضرت ابن سینا منتشره به سال ۱۳۸۳ شمسی

 

حکیم ابوعلی‌سینا، دانشمند بی‌نظیر و تکرارناشدنی تاریخ ایران را کمابیش می‌شناسیم. متولد سال 980 میلادی است که در سال 1037 درگذشت. سال 1980 میلادی به عنوان سال جهانی پزشکی و گرامیداشت پورسینا نامگذاری شد. همگی می‌دانیم که آثار برجسته‌ی "قانون" و "شفا" از معروفترین آثار حضرت به شمار می‌روند.

آب‌درمانی به روش نوین برای نخستین بار در "قانون فی اطلب" آمده است. او که نام کامل ابو علی الحسین بن عبدا... بن الحسن بن علی بن سینا را دارد، در شهری ایرانی به نام بخارا متولد شد که غربیان او را با نام "امیر الاطباء" می‌شناسند و از مجموع 450 کتابی که در احوالات مختلف نوشته و تالیف کرد، بالغ بر نیمی از آنها باقی مانده که اکثراً در موزه‌ی ابن سینا در همدان نگهداری می‌شوند.

"رساله‌الزاویه" و "ورسالة في بيان علّة قيام الأرض في وسط السماء" از آثار او در ریاضی، "مقالة جوامع علم الموسيقى" به عنوان یکی از کتابهای هنری او در علم موسیقی و "رسالة في الأجرام العلوية وأسباب البرق والرعد" یکی از آثار ارجمند او در نجوم و علوم طبیعی محسوب می‌شوند.

نظامی عروضی سمرقندی در چهارمقاله‌ی خود می‌فرماید: "پیش از اینکه ابن سینا خوارزم را ترک گوید، با ابوریحان بیرونی، ابونصر عراقی و ابوسهل مسیحی دیدار کرد."

از ابن سینای عزیزمان، اشعار بسیاری باقی مانده که از جمله‌ی مشهورترین آنهاست:

کفر چو منی گزاف آسان نبود

محکمتر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکی و آن هم کافر

پس در همه دهر یک مسلمان نبود

جورج سارتون در "معرفی تاریخ علم" راجع به ابن سینا می‌نویسد: "او یکی از بزرگترین متفکران و دانشمندان پزشکی در تاریخ علم است و مشهورترین دانشمند مسلمان است."

"صراط الشیخ الرییس" نیز یکی از کارهای مشهور حضرت است که به نوعی مانیفست وی در معرفی خود به شمار می‌رود.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فرهنگ ایرانی  |