
Template Generator سایتی جدید است که به همت دوست قدیمی، محمد توکلی و همراهانش راهاندازی شده است. آنها پیشتر سابقهی تاسیس سایت جابلاگی را که در مدتی کوتاه به یکی از منابع قابل اعتنا و تاثیرگذار در وبلاگستان فارسی تبدیل شد، داشتهاند.
محمد توکلی همیشه در صحبتهایش، دغدغهی راهاندازی یک قالبساز آنلاین فارسی که در آن کاربران بتوانند بدون داشتن دانش طراحی و برنامهنویسی تحت وب، قالبهایی برای وبلاگهایشان طراحی کنند را مطرح میکرد و مدتی است که با راهاندازی Template Generator فارسی، آرزوی قدیمی خود و بسیاری از وبلاگنویسان ایرانی را محقق کرده و فضایی را به وجود آورده که در آن بتوان قالبهایی برای سرویسهای مختلف وبلاگ فارسی از جمله پرشینبلاگ، بلاگفا و آفتاببلاگ طراحی کرد.
این قالبساز آنلاین مدت زیادی نیست که شروع به کار کرده، با این حال استقبال قابل توجه کاربران ایرانی باعث شده تا دستاندرکارانش، به فکر راهاندازی سرویسهای انگلیسی، عربی و فرانسوی آن هم بیفتند و گفته میشود که این سایت با تمامی امکاناتش، به زودی برای سایر زبانها نیز فعال خواهد شد.
امیدواریم که از قالبساز آنلاین فارسی، امکانات و قابلیتهای جدیدش و خدماتی که به توسعهی وبلاگستان خواهد کرد، بیشتر بشنویم.

طلبه بلاگ – بعد از اینکه شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر امور خارجهی امارات در شصت و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، "ناامیدی" کشورش از "اشغال ادامهدار جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک توسط ایران" را اعلام کرد و همهی ساخت و سازهای انجام شده توسط ایران در این جزایر را غیرقانونی و ملغی دانست، رییس مجلس این کشور هم همنوا با سایر مقامات دولت امارات عربی متحده، کشوری که 37 سال پیش به صورت رسمی پا به عرصهی وجود گذاشت، ادعاهایی مبنی بر اشغال جزایر سهگانه توسط ایران را تکرار کرد.
این ادعاها در روز 25 اکتبر (3 آبانماه) توسط رییس مجلس سوریه نیز مورد حمایت قرار گرفت و محمود الابرش رییس مجلس شعب سوریه با ارسال بیانیهیی به خبرگزاری امارات (WAM) بر "حمایت مردم و دولت سوریه از حق حاکمیت امارات بر سه جزیرهی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک" تاکید کرد.
گرچه حسن قشقاوی سخنگوی وزارت امور خارجهی جمهوری اسلامی ایران در نشست خبری سیام مهر خود با خبرنگاران داخلی و خارجی، به صراحت اعلام کرد که "بر سر مالکیت ایرانی جزایر هیچ بحثی نداریم"، با این حال به نظر میرسد که ایرانیان هنوز از واکنش دولت نسبت به تکرار ادعاهای ارضی امارات، رضایت کافی ندارند.
تا امروز، صریحترین پاسخ به مواضع امارات عربی متحده توسط یک نمایندهی مجلس داده شده است. عوض حیدرپور، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در بهمن ماه 87 در گفتوگو با سایت "عصر ایران" خواستار پاسخ جدی به اظهارات مقامات اماراتی شد و گفت: "همه اسناد و مدارک نشان می دهد که جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی از روز تشکیل ایران متعلق به ما بوده و از آن گذشته خود امارات هم مال ایران بوده و این وقاحت است که اماراتی ها ادعای خاک ایران را می کنند و از آن وقیحانه تر تایید این ادعاهاست."
خیلی خوشحالم که وبلاگ "زندگی زیبای رهبری" را پیدا کردم. در این وبلاگ، مطالبی منتشر میشود که از قرار معلوم رسانههای دولتی یا وابسته به نهادهای نظامی، علاقهی چندانی به بازتاب دادن آنها ندارند، و من تعبیر خاص خودم را از این موضوع دارم که شاید در فرصتی مناسب آن را بازگو کنم.
علیایحال، تصور میکنم که حتی منتقدان سرسخت شرایط فعلی کشور که نسبت به یکجانبهگراییها، تنشزاییها و تندرویهای سیاسی دولت گلایه دارند و هر روز از اقدامات جدید و دستاوردهای تازهی آن (که جدیدترین آنها اقامهی دعوی حقوقی علیه یک مرجع تقلید بود) شگفتزده میشوند، از خواندن این مطالب احساس خوبی خواهند داشت. احساس اینکه هنوز میتوان به آینده امیدوار بود.
هنوز برایم غیرقابل تصور و هضمنشدنی است که عدهیی به خود اجازه دادند جوانان حاضر در نماز جمعهی 26تیرماه به امامت آیتالله هاشمی رفسنجانی را "نماز اولی" بخوانند و تیرهای خشم خود را روانهی ایمان آنها کنند. همانهایی که به تعبیر رهبر انقلاب، در کهریزک "جنایت" مرتکب شدند و به عرض و آبرو و ناموس مردم ایران، رحم نکردند. آنهایی که ظاهر و پوشش جوانان این مملکت را ابزار و حربهی حملات سیاسی به اعتقادات و باورهای آنان کردند و خوف نداشتند از اینکه در جایگاه خداوند متعال بنشینند و میزان ثواب نماز جمعهی آنها را اندازه بگیرند.
ای کاش مدعیان ذوب در ولایت که هرگز احترام و ارادت قلبی خود به رهبر انقلاب را ثابت نکردهاند و حکم "دغلدوستانی" را دارند که خیانت و نامردمی آنها را باید هر لحظه انتظار کشید، نگاهی هم به این خاطره میانداختند (متن این خاطره عیناً از وبلاگ "زندگی زیبای رهبری" برگرفته شده و در ادبیات و نگارش آن تغییری اعمال نکردهام)
یكي از اسناد ساواك كه ارتباط مقام معظم رهبري را با نسل جوان مورد تأكيد قرار ميدهد، سند شماره9/3003 به تاريخ 1/8/1353 است كه مينويسد: مطهري از اين كه نماز جماعت سيدعلي خامنهاي در مشهد (توسط ساواك) تعطيل شده، ابراز ناراحتي كرده و گفته است : سيد علي خامنهاي از نمونههاي ارزندهاي است كه براي آينده موجب اميدواري است و در اين مدت كوتاه در مشهد، كارهاي پر ثمري انجام داده كه يكي از آنها جمع كردن جوانان روشنفكر حوزه و دانشگاه است. ۱
مقام معظم رهبری با ذکر خاطره ای رابطه خوب خود را با جوانان اینگونه بیان میکند: مسجدي كه بنده نماز ميخواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند؛ براي خاطر اينكه با جوان تماس ميگرفتيم. در همان سالها پوستينهاي وارونه مد شده بود و جوانان خيلي اهل مد آن را ميپوشيدند.
يك روز ديدم جواني كه از اين پوستينهاي وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ يك حاجي محترم بازاري هم كه مرد خيلي فهميدهاي بود و من خيلي خوشم ميآمد كه او در صف اول مينشست، در كنار اين جوان نشسته بود. ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزي در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجي محترم گفتم چه گفتي؟ به جاي او جوان گفت چيزي نيست. فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همينجا بنشينيد و تكان نخوريد! گفتم حاجي! چرا ميگويي اين جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسي از جنس پ وستين وارونه هم ميتواند بيايد به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند.
برادران! اگر پول و امكانات هنري نداريم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدي زمانه را نداريم، «اخلاق» كه ميتوانيم داشته باشيم؛ «في صفه` المؤمن بشره في وجهه و حزنه في قلبه». با اخلاق، سراغ اين جوانان و دلها و روحها و وراي قالبهاشان برويد؛ آن وقت تبليغ انجام خواهد شد. ۲
۱- سلاله الابرار، ص 88 ، به نقل ازاسناد ساواك، آرشيو وزارت اطلاعات، ش27 به ارزيابي573 مركزاسناد انقلاب اسلامي
۲- مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان سازمان تبليغات اسلامي، 26/3/1376
* ابراز همدردی انگلیس و تکذیب دخالت در عملیات ترور
* ابراز همدردی رییس جمهور سوریه، بشار اسد
* اتحادیهی اروپا عملیات تروریستی سیستان و بلوچستان را محکوم کرد
به سهم ناچیز خود و به عنوان یک شهروند ایرانی، این ضایعهی دردناک را به خانوادهی همهی از دست رفتگان، رهبران مذهبی اهل تسنن، درجهداران نظامی و اهالی سیستان و بلوچستان از شیعه و سنی، تسلیت میگویم و به این خانوادهها اطمینان میدهم که قلبهای مردم ایران با اندوه و رنج آنها آشناست. برای صبر و تسکین همهی آنان دعا خواهیم کرد...
مادهی 188 آیین دادرسی کیفری

در پاسخ به یکی از مطالب گذشته، دوست عزیزی نوشته بود که اگر ما به یک فقیر درمانده کمکی برای رضای خداوند انجام بدهیم و دست او را بگیریم، انتظار جبران هم داریم؟ آیا انتظار داریم که او از ما تشکر کند و قدرشناسی نشان بدهد؟ طبیعی است که نه! ما برای یک هدف والا کمک میکنیم، خواه اگر کمکشونده بداند و متوجه شود، و خواه نداند. هدف این است که کمک به دست او برسد. اما آمدیم و این کمکگیرندهی عزیز، علاوه بر اینکه متوجه شد و تشکر نکرد، یک کشیدهی آبدار هم بر صورت ما نواخت. آیا این انتظار را هم داریم؟ آن وقت تکلیف چیست؟
راستش نمیخواهم استفادهی "خالد مشعل"، رییس دفتر سیاسی حماس از عبارت مجعول "خلیج عـربـی" را آگراندیزمان کنم و در موردش بنای گلایه و شکوه بگذارم. این موضوع کاملاً طبیعی است، از چندین جهت. نخست اینکه اولتراناسیونالیسم عربی، یکی از منحصر به فردترین پدیدههای سیاسی-اجتماعی عصر حاضر، همه چیز را فدا میکند، اما هویت عربی را از دست نمیدهد. این موضوعی است که امام خمینی (ره) با هوشمندی آن را تذکر داده بود، و ما هم به سادگی ناشنیده گرفتیم ! 20 کشور عربی در زمان حملهی صدام به ایران، تنها به این دلیل از دیکتاتور حمایت نظامی و پشتیبانی همهجانبهی اقتصادی کردند که او عرب بود و ما "عجم". امروز ما با همهی این کشورها سازش کردهایم. در نتیجه انتظار خیلی اتفاقات دیگر را باید داشت که استفاده از عبارت "خلیج عـربـی" در سخنرانی رهبر سیاسی حماس، یکی از آنهاست.
ثانیاً اینکه ما مدتهاست هویت خودمان را فدا کردهایم و دیگر برایمان فرقی ندارد اگر داشتههای فرهنگی و هویتیمان، غارت شوند. به فتنههای عربستان بر علیه زائران هموطن، به فتنههای امارات بر علیه تمامیت ارضی و همصدایی پیدرپی شش کشور همسایه با این فتنهها، به قطع روابط دیپلماتیک مراکش با کشورمان به صورت یکجانبه، به آنچه که از مصر و لیبی بر سرمان آمد، به نیشگونهای سایر کشورهای عربی که هر بار به فراخور موقعیت ما را مورد لطف و عنایت خودشان قرار میدهند و به سکوت منفعلانهی ما نگاه کنید، واقعیت را در خواهید یافت.
من فقط به آقای مشعل میگویم، که ای کاش اندکی ملاحظهی شرایط امروز ما را هم بکند. دوست و دشمن دارند با نیش و کنایهها و پوزخندها، جواب محبتهایمان را میدهند. آیا دستهای ما، زیادی بینمک است؟
در اوج بیخبری رسانهیی و در روزهایی که بگومگوهای سیاسی، همهی ما را مشغول خود کرده است، مجموعهی آیینها و رسوم نوروز به عنوان یادگار مشترک ایران و همسایگان آسیای میانه به عنوان یکی از جدیدترین میراث فرهنگی نامحسوس یونسکو ثبت و معرفی شد.
در چهارمین جلسهی بینالمللی کمیتهی حراست از میراث ناملموس که به میزبانی ابوظبی در امارات عربی متحده برگزار شد و آخرین روز آن نیز پس فردا دوم اکتبر سپری میشود، صدها اثر فرهنگی جدید (که چین با معرفی بیش از 30 نمونه از میراث نامحسوس، رکورددار کشورهای جهان بود) در فهرست سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) قرار گرفتند که نوروز به عنوان میراث مشترک جمهوری آذربایجان، هندوستان، ایران، قرقیزستان، ازبکستان، پاکستان و ترکیه یکی از آنها بود.
هرچند که غیبت تاجیکستان و افغانستان در میان کشورهایی که پروندهی مشترک میراث نوروز را به یونسکو ارایه کردهاند، جای سوال دارد، با این حال، رویداد فرخندهیی که سالها ایرانیان در انتظار آن بودند سرانجام اتفاق افتاد و من به همهی دوستداران فرهنگ و تمدن ایرانزمین اعم از ایرانیان و غیرایرانیان، شادباش میگویم و سربلندی مردم این دیار را از درگاه خداوند بینیاز و بیهمتا طلب میکنم.
این اقدام که دولت ایران در شکلگیری و ساماندهی به آن، نقش محوری و قابل توجهی ایفا کرده، جای تقدیر و تشکر اساسی دارد و انصافاً قابل تصور نیست اگر روزی کشورهای همسایهی ما و حتی کشورهایی که نقش چندان پررنگی در حفظ و حراست از میراث نوروز نداشتهاند، این موفقیت بینالمللی را رقم میزدند و ما از آن بینصیب میماندیم، چه حسی بر فضای عمومی کشور حاکم میشد. باید از سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تشکر کرد و احسنت گفت که این اقدام ملی را با موفقیت به نتیجه رساند و فرهنگ کشورمان را بار دیگر سربلند و پرآوازه کرد.
انصافاً هیچ دلیلی ندارد حالا که این حرکت بزرگ انجام شده است، آن را تحسین و تقدیر نکنیم. تفاوتی نمیکند که چه کسی آن را به انجام رسانده. هر کسی که ایدهاش را داده و آن را پیگیری کرده، محترم و قابل تقدیر و ستایش است و من دلیلی نمیبینم که از این واقعهی فرخنده و مبارک، شاد و مسرور نباشم.
البته یک انتقاد بزرگ و اساسی به رسانههای کشور وارد میشود که این اتفاق بزرگ و بینظیر را به هر دلیلی بایکوت خبری کردهاند و در موردش چیزی نمیگویند. درست است که تلخیهای ماههای اخیر، هنوز احساس میشود و رسانههای ما هم کمر همت بستهاند تا این تلخیها پایان نپذیرد، با این حال قابل توجیه نیست که چنین موضوع مهمی، به شکل گسترده مورد بیتوجهی و بیمهری قرار بگیرد و ما ثابت کنیم که به یک تزریق اساسی عرق ملی نیاز داریم. این اتفاق در حالی میافتد که هشتم مهر، روز بزرگداشت حضرت مولانا، اسطورهی ادب و عرفان ایران زمین نیز در سکوت و بیخبری کامل سپری شد و در حالی که جشنهای بزرگداشت نام و یاد او در سراسر تاجیکستان و ترکیه برگزار میشوند، ما کوچکترین کلامی در این زمینه از رسانههای رسمی و غیررسمی خود نشنویم.
گاهی اوقات این سوال به ذهن متبادر میشود که اگر تلاشهای ترکیه و سایر کشورهای همسایه نبود، آیا تا امروز نام و یادی از مولانا و امثال او باقی میماند؟ آیا با این همه سرمایهگذاری و تلاش، آیا آنها حق ندارند ملیت و هویت مولانا و ابن سینا و فارابی و... را متعلق به خود بدانند؟