تبليغاتX
ايمان امروز

Kourosh Ziabari - GlobalMaven - WashingtonPost
It was for the first time that Iranians heard the name of “Regulation of radio and communicative provisions” that presented itself by approving a new sanction that forbids the access to 128 Kbps internet connection for general, personal or household purposes.
By the ratification of newly accomplished law, only governmental organizations and first-degree citizens would be free to use this type of internet using various type connections such as ADSL (Asymmetric Digital Subscriber Line) or satellite internet and non-governmental organizations, companies, personal or family corporations and also the newspaper offices would be restricted to use this high speed types of internet.
Officially, it is less than 2 years that this type of Internet is imported to Iran and PAPs (Private Access Providers) are to offer high speed Internets with unbelievable expenditures, cause the monthly account of ADSL connection, costs about 800 dollars for each user and this amount is truly less than monthly incoming and salary of a normal citizen
Continues Here

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

مدرسه‌ي روزنامه‌نگاري لندن (LSJ) كه بخشي از دروس خود را به صورت مجازي ارايه مي‌كند، آموزش روزنامه‌نگاري خبري و روزنامه‌نگاري آزاد را در بين سه نسل از دانشجويان خود دنبال كرده است و قصد دارد تا مرحله‌ي ابداع و عرضه‌ي روشهاي استاندارد و متدهاي آموزشي روزنامه‌نگاري براي حصول نتايج مطلوب در جهت پرورش روزنامه‌نگاران و ويراستاران حرفه‌يي و باسابقه، پيش برود.

دانشجويان سابق اين مدرسه در سراسر دنيا هر كدام رشته‌ي كاري خاص خود را دنبال مي‌كنند و حتي برخي از آنها نامداران عرصه‌هايي مانند داستان كوتاه، شعر، كاريكاتور، روزنامه‌نگاري كودكان و خبرنويسي هستند.

مهمترين و مورد توجه‌ترين فعاليتهاي اين مدرسه در آموزش مجازي و آموزش از راه دور آن خلاصه مي‌شود كه با اعطاي مدارك رسمي و دعوت از پذيرفته‌شدگان دوره‌ها به لندن پايان مي‌يابد.

اين دوره‌هاي آموزش از راه دور و آموزش مجازي شامل تمام جنبه‌هاي روزنامه‌نگاري و نويسندگي خلاقانه مانند استفاده‌ي صحيح از انگليسي، تاريخ و ادبيات، خبرنويسي مطبوعاتي و خبرنويسي تلويزيوني مي‌شوند. يك دوره‌ي يك ماهه به طور مرتب هرسال در ماه آگوست و فصل تابستان برگزار مي‌شود ضمن اينكه دوره‌هاي آزاد نيز به طور سالانه برپا هستند.

دوره‌هاي مجازي اين مدرسه كه 75 درصد دانشجويان آن اروپايي، 10 درصد آنها اهل آمريكاي شمالي و استراليا و 15 درصد باقيمانده از حدود صد كشور جهان در London School of Journalism ثبت نام كرده‌اند، امكان برقراري ارتباط زنده با استادان و مدرسان را در كنار قابليت استفاده‌ي آنلاين از بولتنها و سخنراني‌هاي مخصوص دانشجويان حضوري فراهم مي‌كنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

سيد ايمان ضيابري - سومين دوره‌ي آيين معنوي - هنري "مشق نور" توسط انجمن خوشنويسان شعبه‌ي رشت و با همكاري اداره‌ي كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گيلان در محل ميهمانسراي ارشاد رشت برگزار شد.
در اين آيين كه براي سومين سال متوالي در رشت برگزار شد، جمع كثيري از هنرمندان خوشنويس گيلاني داراي رتبه‌ي ممتاز از انجمن خوشنويسان كشور، همزمان با فرارسيدن ليالي پرفيض قدر، به كتابت آيات كلام‌الله مجيد پرداختند و همينطور در مراسم احياي شب شهادت پيشواي نخست شيعيان جهان، حضرت علي (ع) شركت كردند.
محمود رحمان نژاد، نايب رييس انجمن خوشنويسان ايران در گفتوگو با ايكنا گفت: آيين معنوي - هنري "مشق نور" براي شركت دادن خوشنويسان گيلاني در يك حركت بزرگ و به يادماندني معنوي برپا شده است و در پايان نيز آيات و سوره‌هاي كتابت شده كه در سبكهاي نستعليق، شكسته نستعليق و ثلث توسط خوشنويسان قديمي و باتجربه‌ي گيلاني به رشته‌ي تحرير درآمده‌اند، براي نمايش عمومي به مجتمع فرهنگي هنري خاتم‌الانبيا منتقل خواهند شد.
گفتني است در اين آيين بيش از 120 خوشنويس گيلاني حضور داشتند و آيات قرآن كريم را كتابت كردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

روزنامه‌نگاري يك هنر است؟ يك صنعت است؟ تلفيقي از اين دو يا هيچكدام از آنها؟ امروزه براي تعريف كردن حرفه‌ي روزنامه‌نگاري در درجه‌ي اول و همينطور جاي دادن آن در دسته‌بندي‌هاي مشاغل، اختلاف سليقه‌هاي زيادي وجود دارد.

عده‌ي بسيار زيادي معتقدند اگر بخواهيم روزنامه‌نگاري را يك صنعت بدانيم، بايد از لحاظ مالي، اعتباري و اقتصادي منافع پررنگي را براي آن درنظر بگيريم و از درآمدزايي آن را بيش از ساير جزييات مورد مطالعه قرار دهيم همانطور كه نساجي يا توليد مواد غذايي، صنعت محسوب مي‌شوند. البته هيچ كس انكار نمي‌كند ريزه‌كاريها و هنرمندي‌هاي خاص و ظريف موجود در هركدام از اين زمينه‌‌ها باعث مي‌شوند تا محصولي كه به دست ما به عنوان كاربر، مصرف‌كننده و مشتري مي‌رسد، هم از لحاظ محتوايي و كاربردي مرغوب و قابل اطمينان باشد و هم به جهت ظاهر و شمايل، از ويژگيهاي استاندارد و مقبولي برخوردار باشد كه نيازهاي هنري و بصري مخاطب را تامين كند.

اما نبايد فراموش كنيم كه در صنايع درآمدزا و اشتغال‌آفريني كه بتواند نيروي انساني قابل توجهي را مشغول كند، علاوه بر مورد توجه بودن تامين نيازهاي كل جامعه، كسب درآمد و اعتبار، ايجاد پشتوانه‌هاي مالي قوي‌تر براي اقتصاد كشور و كمك به بهبود يافتن وضعيت بودجه در جهت تامين هزينه‌هاي جاري دولت و دستگاههاي دولتي حايز اهميت است حالي كه در حرفه‌يي همانند روزنامه‌نگاري، عليرغم فعاليت بخش عمده‌يي از نيروي انساني، ايجاد درآمدهاي جاري هرگز با درآمدهاي حاصل از صنايع مادر و حتي صنايع توليدي ساده قابل مقايسه نيست ضمن اينكه پاسخگويي به نيازهاي فرهنگي و آموزشي جامعه را نمي‌توان با ميزانهاي صنعتي و اقتصادي رايج سنجيد.

در نتيجه غالب نظريات و انديشه‌ها به اين نتيجه‌گيري ختم مي‌شوند كه روزنامه‌نگاري يك هنر است چون با روح، روان و انديشه‌ي مردم سر و كار دارد علاوه بر اينكه از مشتقات فعاليت فرهنگي است و فرهنگ نيز به عنوان يك مفهوم انتزاعي، قابل سنجش و اندازه‌گيري به وسيله‌ي ميزانهاي مشهود نيست.

از سوي ديگر، عده‌يي روزنامه‌نگاري را صنعت مي‌دانند چون از صنايع وابسته همانند فناوري اطلاعات، سيستمهاي كامپيوتري متعدد، صنعت چاپ و نشر و آتليه‌هاي هنري مختلف كمك مي‌گيرد و همانند مجموعه‌يي اقتصادي كه براي اثبات دوام و بقاي فعاليت خود و زيرمجموعه‌هاي تابعش، از چند وابسته و پيوسته‌ي كمكي بهره مي‌گيرد.

با تمام اين تفاسير، به ما خرده نمي‌گيرند اگر روزنامه‌نگاري را آميزه‌يي از صنعت و هنر بدانيم كه تار وپودهاي كاملاً در هم تنيده‌يي دارند و براي رسيدن به استانداردهاي آن به ويژه در سطح بين‌المللي، بايد از الگوهاي پذيرفته‌شده و استانداردي بهره بگيريم كه در سطح جهان مورد وثوق و رجوع هستند و باعث مي‌شوند تا روزنامه‌نگاري نوين در دنياي غرب ضمن اينكه به عنوان يك صنعت درآمدزا و اشتغال‌آفرين، از لحاظ اقتصادي تامين‌كننده‌ي بسياري منابع باشد، در جهت نيل به اهداف فرهنگي و عقيدتي خاص هر رسانه مورد استفاده قرار بگيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

محمد صادق افراسیابی-حزب الله لبنان امروزه نه فقط به خاطر مقاومت نظامی در برابر اسرائیل بلکه به کمک برنامه های رسانه ای - فرهنگیش در تمام دنیا ، چهره ای شناخته شده است.
در حقیقت آنچه حزب الله لبنان را از سایر گروه های اسلامی و عربی متمایز ساخته ، قدرت رسانه ای آن بر پایه فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی است. آنچه پیش رو دارید به بررسی ابعاد مختلف قدرت رسانه ای حزب الله لبنان می پردازد.

سایبر دیپلماسی
از سال 1992 میلادی مصادف با حضور سید حسن نصر الله ، دبیرکل حزب الله ، تا کنون رفتار سازمانی مقاومت لبنان ، با رویکردهای رسانه ای ، به ویژه ساختارهای سایبرنتیکی و رایانه ای همراه بوده است.
استفاده از سایبر دیپلماسی و اطلاع رسانی مبتنی بر آن ، نقشه هدفمند و نوینی است که امروزه مراکز سیاسی ، نظامی و حتی مذهبی جهان ، برای ارتقای ضریب نفوذ اثر بخشی برنامه های خود ، از آن بهره می جویند.
استراتژی برنامه ریزی و سازماندهی دیجیتالی ، یک نوع آزادی فرا مرزی را در اختیار کارگزاران این فرآیند به ارمغان می اورد که حزب الله ، به خوبی از این پتانسیل سود جسته است. به طوری که به جرات می توان گفت رسانه های حزب الله در کنار رسانه های دولتی ایران تنها قدرت های رسانه ای منطقه هستند که رفتاری موثر علیه امریکا و اسرائیل از خود بروز می دهند. موارد ذیل شواهدی بر این مدعاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

دوستان وبلاگ‌نويس و وبلاگ‌خوان گيلاني و گيلك زبان؛
انجمن وبلاگ‌نويسان گيلك‌زبان متخلص به "گيله‌لاگ" با هدف اعتلايِ وب‌لاگ‌نويسی گيلاني و ساير گيلك‌زبانان؛ ترويج زبان و گويش گليكي در عرصه وب؛ تحقق آزاديِ انديشه و نشر آزاد بيان در فضای اينترنت و دفاع از اين حق براي وبلاگ‌نويسان گيلك‌زبان؛ ارائه‌ی خدمات پشتيباني فنی، و آموزش‌های هنری، ادبی به گيلك‌زبانان در حال شكل‌گيري است.
در همين راستا پيش‌نويس منشور و اساسنامه اين انجمن در وبلاگ انجمن به آدرس http://gilelog.blogspot.com براي استحضار وبلاگ‌نويسان و وبلاگ‌خوانان گيلاني و گيلك‌زبان منتشر شده است تا پس از مطالعه آنها نظرات، پيشنهادات، انتقادات خود را براي اصلاح اين منشور و اساسنامه ارائه دهند.
لازم به ذكر است كه اين اساسنامه و منشور از تاريخ 3 مهر ماه 1385 به مدت يكماه در اين وبلاگ منتشر مي‌گردد و در اين مدت علاقمندان مي‌توانند نظراتشان را از طريق پست الكترونيكي gile...@gmail.com
 ارسال فرمايند. پس از اين زمان با فاصله يك هفته اصلاحيات رسيده به انجام ميرسد و نسخه نهايي اين منشور و اساسنامه منتشر خواهد شد، و همزمان عضوگيري و تشكيل اركان اجرايي انجمن بلاگ‌نويسان گيلك‌زبان(گيله‌لاگ) آغاز مي‌گردد.
لطفاً دوستان وبلاگ‌نويس و وبلاگ‌خوان گيلاني و گيلك‌زبانتان را نيز از وجود اين انجمن و منشور و اساسنامه آن مطلع سازيد.

ويكي‌پدياي گيلكي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

هموطن سلام- سيد ايمان ضيابري -شهريور ماه 1385، اردوگاه شهداي هفتم تير رامسر وابسته به سپاه منطقه‌ي استان مازندران، چهار روز ميزبان پژوهشگران و پژوهشياران سمايي سراسر كشور بود.
آخرين روزهاي شهريور ماه جاري كه با آغاز مجدد فصل جنب و جوش يادگيري و ربودن گوي سبقت از علم آموزان هم رده در كشور ما مصادف مي شد، دومين جشنواره‌ سراسري پژوهش‌ها و آثار دانش آموزي سما پس از برگزاري موفقيت‌آميز دوره‌ي اول در سال 84 نيز برپا شد تا برگي ديگر از كارنامه‌ي قطور و حجيم افتخارات علمي و پژوهشي سازمان مدارس آزاد اسلامي كشور، ورق بخورد.
جشنواره‌ي اول كه شهريور ماه 1384 در اردوگاه شهيد باهنر تهران برگزار شد، به زعم بسياري از مسوولان سازمان و همينطور بنا به عقيده‌ي شركت‌كنندگاني كه هر دو دوره را تجربه كرده بودند، از لحاظ سطح كمي و كيفي به طور كلي با جشنواره‌ي دوم قابل مقايسه نبود و پيشرفتها و جهشهاي ناگهاني در برگزاري جشنواره‌ي دوم بود كه باعث شد بسياري از نگاهها با اميد و اضطراب فراوان، به جشنواره‌ي سوم دوخته شود كه از قرار معلوم مشهد مقدس ميزباني آن را بر عهده خواهد داشت.
هرچند مي‌توان به جرات ادعا كرد كه اكثريت شركت‌كنندگان و دانش‌آموزان حاضر در جشنواره‌ي دوم كه مراحل استاني مسابقه را پشت سر گذاشته و به مرحله‌ي كشوري جشنواره‌ي پژوهشها و آثار دانش‌آموزي مدارس سما راه يافته بودند، براي نخستين بار جو علمي و رقابتي چنين مسابقه‌يي را تجربه مي‌كردند اما معدود پژوهشياران و دانش‌آموزان

 

" معدود پژوهشياران و دانش‌آموزان حاضر در دوره‌ي نخست بالاتفاق معتقد بودند كه كيفيت جشنواره در بعد علمي و هم از جهت برگزاري و ميزباني، با دوره‌ي اول تفاوت فراواني داشت.... "

 
 

حاضر در دوره‌ي نخست بالاتفاق معتقد بودند كه كيفيت جشنواره در بعد علمي و هم از جهت برگزاري و ميزباني، با دوره‌ي اول تفاوت فراواني داشت.
در جشنواره‌ي نخست كه بالطبع نخستين تجربه‌ي چنين كار گروهي عظيمي نيز محسوب مي‌شد، به زعم مسوولان برگزاري و از ديد شركت كنندگان مشكلات مختلفي وجود داشت. براي مثال از جمله‌ي آنها مي‌توان به تغيير دبيرخانه‌ي مناطق 2، 3 و 7 كشور اشاره كرد كه به دليل عدم وجود هماهنگي بين دست‌اندركاران دبيرخانه‌هاي قديم و جديد، تعدد شركت‌كنندگان بيش از حد معمول به وجود آمده بود.
همينطور متناسب نبودن تعداد همراهان با تعداد دانش‌آموزان و نيز مشخص نبودن دقيق تعداد مدعوين به جشنواره در روزهاي ابتدايي، باعث ايجاد مشكل در اسكان مسافران سراسر كشور شده بود. مشكلي كه نظير آن در جشنواره‌ي دوم به چشم نمي‌خورد.
تداخل شركت دانش‌آموزان مقطع راهنمايي در رشته‌هاي ويژه‌ي دوره‌ي متوسطه و همينطور مجزا بودن بخش پژوهشها و بخش آثار دانش آموزي نيز دليل ديگري در ايجاد ناهماهنگي و بروز نارضايتي برخي از شركت‌كنندگان و پژوهشياران بود كه تمامي اين مشكلات در جشنواره‌ي دوم حداقل در سطحي معقول و مناسب، مرتفع شده بودند.
جشنواره‌ي دوم كه بيشترين سعي ممكن براي تبعيت و پيروي از دستورالعمل برگزاري جشنواره‌هاي سالانه‌ي سما در آن انجام شده بود، ضمن اينكه مشكل افزايش يا كاهش تعداد شركت‌كنندگان از نرم استاندارد و مشخص‌شده‌ را نداشت، از نوعي سيستم سنتي آفيشينگ و كنترل تعداد مدعوين بهره مي‌برد كه همين امر، تسهيل فراواني در اسكان ميهمانان و استقرار سريع دانش‌ آموزان را سبب شده بود و غير از تاخير چندساعته‌ي ابتدايي در بدو ورود براي اسكان دادن پژوهشگران جوان و همراهانشان وجود داشت، تقريباً مشكل خاص ديگري در اين حوزه گريبانگير جشنواره و مسوولان برگزاري نشد..
جابه‌جايي‌هاي احتمالي كادر و پرسنل دبيرخانه‌هاي مناطق مختلف كشور هم به جشنواره كشيده نشد تا جشنواره‌ي دوم كمترين نقص و بيشترين بازدهي را داشته باشد.اردوگاه تازه‌تاسيس و نوساخت شهداي هفتم تير شهر رامسر استان مازندران كه دورترين نقطه از شرق اين استان و نزديكترين شهر مجاور گيلان به شمار مي‌رفت، از قرائن و شواهد معلوم فعاليت رسمي خود را ميزباني جشنواره‌ي اهالي سما آغاز كرد تا شرايط ميزباني و اسكان اين جشنواره كه با همت واحدهاي رشت، نوشهر و چالوس سازمان سما برگزار مي‌شد نيز در حدي رضايت‌بخش و مطلوب باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

نامه‌ي سرگشاده به وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات

 

جناب آقاي دكتر سليماني

وزير محترم ارتباطات و فناوري اطلاعات جمهوري اسلامي ايران

امروز كه نوشتن نامه‌ي سرگشاده‌ام براي حضرتعالي به پايان رسيده، حتي اين امكان را ندارم كه شخصاً خود ارسال‌كننده‌اش باشم. مطمئناً برايتان قابل تصور نيست كه در دومين هفته‌ي متوالي قطع تلفن و بالطبع اينترنت را تجربه مي‌كنم در نتيجه زحمت ارسال نامه را نيز طبيعتاً جيب ما و  يكي از دوستان كافي‌نتي كه در كنارشان جلوس كرديم! تقبل كرده اند.

 

آقاي وزير

مدتهاست شعارها و وعده‌هاي زيباي شما كه از طرف رسانه‌ها و صدا و سيما در بوق و كرنا مي‌شود را دنبال مي‌كنم و اگر يك شهروند عادي و معمولي باشم كه حتي نمي‌داند اينترنت يا ارتباطات تلفني چيست، به راحتي مي‌توانم احساس افتخار و غرور كنم از اينكه كشورم از جهت ارتباطات بي‌سيم، فناوري اطلاعات، گسترش شاهراههاي فيبر نوري و به طور كلي در بعد ارتباطات و بومي كردن شبكه‌هاي بين‌المللي ارتباطي و اطلاعاتي، با تفاسيري و تعاريفي كه ارايه مي‌دهد، حتي بيني استكبار جهاني را به خاك كشيده است، ولي متاسفانه مشكل اينجاست كه شايد زندگي من به طور واقعي و بدون هيچ تعارفي با اينترنت و خطوط تلفن گره خورده است و به خوبي مي‌توانم فرق بين صداقت و ريا در مورد اطلاع‌رساني‌هاي موجود را تشخيص بدهم.

 

نمي‌خواهم با شما از وضعيت خطوط تلفن همراه صحبت كنم كه اگر در اتاق خود نشسته باشي و به تلفن همراه ديگري در اتاق مجاور زنگ بزني، آرزو به دل مي‌ماني اگر مشترك مورد نظرت علي‌الحساب در دسترس باشد و در ملاء عام آبرويتان را نريزد.

خداي ناكرده با خطوط همراه بين‌المللي كشور نروژ هم كه از هرگوشه‌ي دنيا امكان برقراري ارتباط با يك گوشي همراه ساده را با شما مي‌دهد، مقايسه نمي‌كنم چرا كه از بضاعتهاي موجود در حد خودم با خبرم.

از "برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر در اين لحظه مقدور نمي‌باشد" نيز خدمتتان نمي‌گويم كه به طور كلي داستانش احلي من العسل است و حتماً لبخند بر لبان مبارك نقش مي‌بندد اگر بدانيد در زيرمجموعه‌ي مديريتي شما چنين اتفاقي هم مي‌افتد

 

همينطور براي شما از وضعيت اينترنت تلفني هم عرض نمي‌كنم. اينترنتي كه از صدقه سر پيشرفتهاي اتفاق افتاده، سرعتش را بايد به جاي شمردن تعداد كيلوبايتهايي كه احياناً بر اثر مقدرات نجومي، در ساعت مبادله مي‌شود يا خير، بر حسب تعداد ديسكانكت بر ثانيه محاسبه كرد كه اگر كسي پيدا شود و بگويد من با خطوط تلفن ايران كار مي‌كنم و ديسكانكت هم ندارم، همگي ما شهروندان درجه‌ي سوم با چشم ديگري به او نگاه خواهيم كرد و يقيناً گمان مي‌بريم كه او ديگر نبايد درجه سومي باشد...

همينطور خاطر مباركتان را آزرده نمي‌كنم از خبر دادن بابت ممنوعيت عرضه‌ي اينترنت با پهناي باند بالاتر از 128 كيلوبايت بر ثانيه (كه ما شايد بتوانيم در شبهاي عزيز پيش رو، آرزويش را بكنيم ...)كه به امضاي رياست محترم سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي مملكت رسيده است.

 

اميدوارم مكدر نشويد از اينكه خدمت شما در مورد تعرفه‌ي 800 هزارتوماني اينترنت ADSL در شهرمان خبر مي‌دهم. مطمئن باشيد نه سياه نمايي رسانه‌هاست و نه جنجال‌آفريني يك عده مغرض. شايد اين رقم به نظر شما منطقي و طبيعي باشد، اما دستورالعمل مورخ 1384/12/28 هيات وزيران كه مي‌گويد 5% ماليات و 1% عوارض به مبلغ اشتراك ماهيانه اضافه مي‌گردد و نيز ماهيانه مبلغ 42000 ريال بابت آبونمان شركت مخابرات به هزينه هاي اشتراك ماهيانه اضافه مي‌گردد چه طور؟ اين كه دروغ نيست؟!

 

من از جاهاي ديگر كشور خبر ندارم. مثلاً نمي‌دانم در استان فارس يا كازرون، وضعيت اينترنت چگونه است و مردم آن‌جا هم در وصل شدن به اينترنت با بهترين انواع مودمهاي اكسترنال مشكل دارند و اگر روزي ميزان‌سنج اينترنتشان، عددي مثل 21 كيلوبايت بر ثانيه را نشان داد، كلاهشان را به آسمان پرتاب مي‌كنند يا نه...

همينطور نمي‌دانم در دوران دانشجويي‌تان براي مثال دوراني كه خودتان در فرانسه تحصيل مي‌كرديد، چند بار تلاش فرموديد تا يك كتاب 500 صفحه‌يي با فرمت PDF را از اينترنت دانلود كنيد كه يك شبانه روز تمام طول بكشد؟!

و البته نمي‌دانم زماني كه مديريت صنعت سامانه هاي فضائي صنايع مخابرات ايران را تجربه مي‌فرموديد، به پژوهشگراني برخورد كرديد كه نت‌بوك به دست، به سمت روستاها در روزهاي تعطيل كوچ كنند تا اگر احياناً خط تلفني پيدا كردند، از ترافيك وحشتناك اينترنت در شهرها كمي در امان بمانند و بتوانند با خيال راحت چند كار پژوهشي و تحقيقي را سر و سامان بدهند يا نه؟

 

هيچ اهميتي ندارد كه 09122222222 در شبكه وجود ندارد... مهم نفس شماست كه هميشه گرم است. همينطور هيچ اهميتي ندارد اگر سايت فلان دانشگاه مملكت فيلتر مي‌شود و يا روابط عمومي شركت ارتباطات سيار در پاسخ به تقاضاي تجديد نظر شما در بازگشايي سايت فلان جراح دندانپزشك كه جرمش سكونت در نقطه‌يي غير از ايران است و مديريت سايتش را شما بر عهده داريد، يك مشت محبت و دوستي نثارتان مي‌كند...

همينطور نگران‌خاطر نباشيد اگر قرار است به فرموده‌ي شما، قيمت سيم‌كارتهاي جديد دور عرضه بعد از فعال‌سازي ايرانسل، زير 300 هزارتومان باشد در حالي كه نمايندگي‌هاي دولتي محترم شهرستانها، از شما 360 هزار تومان مي‌گيرند. فرق معامله مگر چه قدر است؟

و در عين حال چرا خودمان را ناراحت كنيم اگر شما مي‌خواهيد تا پايان سال 2 ميليون و 400 هزار شماره‌ي ديگر واگذار كنيد در حالي كه همان بروبچه‌هاي پرتلاش و زحمتكش شما وقتي فرصت را غنيمت مي‌شمارند، مي‌فرمايند كل ظرفيت كشور با اپراتورهاي فعلي، 3 ميليون شماره بيشتر نيست... حالا حتي شما اگر كل سيستم مخابراتي كشور را به HLR و BTS ببنديد!

البته آمار با آنچه كه شما مي‌فرماييد كمي متناقض به نظر مي‌رسد. چون رقمي كه قرار بوده تا پايان برنامه‌ي سوم به آن برسيم، 16 ميليون بوده. حالا داشته باشيد قرار دو برابر شدن اين رقم تا پايان برنامه‌ي چهارم را...

و البته يادمان برود دهكوره‌ها و جاده‌ها و تونل‌هايي كه داخل آنها، موبايلها خود به خود خاموش مي‌شوند...

 

شما مطمئن باشيد ما جريان خارج شدن شماره‌هاي خانواده‌ي 09123 را هم فراموش كرده‌ايم. مطمئن باشيد ما نمي‌دانيم 40 درصد از كل كاربران مملكت در تهران هستند و امكان سرويس‌دهي به همه‌ي آنها وجود ندارد. همينطور صحبت ما در مورد سيم‌كارتهاي محترم تاليا هم نيست كه قيمت آنها در عرض بيست و چهار ساعت، يك و نيم برابر مي‌شود و خيلي از كابرانشان، در حد بي‌سيمهاي پانصد متري از اين سيم‌كارتها كمك مي‌گيرند...

ما قرار نيست در مورد اين مشكلات جزيي و پيش پا افتاده صحبت كنيم كه اصلاً به چشم هم نمي‌آيند.

 

من يكي دو سوال كوچك به خدمت شما دارم. ارتباطات بي‌سيم و Wireless و ADSL و فيبر و تلفن همراه از سر ما هم زياد است. همين تلفنهاي ثابت عصر حجر خودمان. ديگر سر اينها چه بلايي دارد مي‌آيد؟ كابل برگردان كردن خطوط تلفن ثابت كه يك يا علي گفتن و به جان آسفالت افتادن و عوارض طبيعي و كوه و دشت درست كردن و بعدش هم تا يك ماه رها كردن كل ماجرا نيست. هست؟

117. بايد شماره‌ي آشنايي براي شما باشد. مطمئناً تا به حال تستش نكرديد. يك امتحاني بفرماييد. اگر كل شهر به 117زنگ بزنند و يك شماره را بدهند كه آقا شايد صاحب اين شماره تلفن دارد هلاك مي‌شود... خدارا شكر پرسنل شما آنقدر خونسرد و مسلط به اعصاب خودشان هستند كه سنگ آذرين را هم يخ مي‌كنند...


آقاي دكتر. راست مي‌گوييد. 117 كه آدم زنده نيست. شايد مشكلي داشته، حل مي‌شود... زنگ بزنيم روابط عمومي شركت مخابرات. اما آقاي دكتر اين بچه‌هاي صميمي مخابرات كه سلام آدم را هم به ضرب خواهش و تمنا عليك مي‌گيرند!

درست مي‌گوييد. روزه‌دارند. شايد زياد انرژي و ناي حرف زدن ندارند. بگذاريد از خود شما بپرسيم. شما اطلاع داريد استاندارد قطعي تلفن با چه يكايي سنجيده مي‌شود؟ ×100 بار در هفته؟ دفعه در ثانيه؟! فقره بر ساعت؟

آقاي دكتر. شايد قبلاًها قبض تلفن (از آن سبز رنگهاي دراز) به دستتان مي‌رسيده. هيچ توجه كرديد كه اشتباهات تايپي و چاپي و لپي، هميشه از آن طرف اتفاق مي‌افتد؟ البته هيچ عيبي ندارد اگر قبض تلفني كه دست شما مي‌رسد، هفتاد هزار تومان است ولي اشتباه چاپي و تايپي قبض 200 هزارتوماني به دستتان برساند!

 

با همه‌ي اين تفاسير، علي‌رغم اينكه شما زحمت مي‌كشيد و بابت هر دقيقه مكالمه با پالس 45 ريال، 20 ريال اخذ مي‌فرماييد. به سلامتي بابت 10 پالس در دقيقه مكالمه‌ي همراه به همراه هم كه 500 ريال دريافت مي‌كنيد. ما كه طفل بوديم كه اس‌ام‌اس دانه‌يي 20 تومان بود... خدا قوتتان دهد. ولي خوب. الان چند هفته‌يي مي‌شود با وجود اينكه ما سعي كرديم در حد بضاعت، سربه زير و حرف‌گوش‌كن باشيم و پول تلفنمان را به موقع بدهيم، اين تلفن يا كلاً قطع است، يا شماره‌اش دارد در هر روز عوض مي‌شود، يا اينكه نويز دارد طوري كه بايد بانگ جرس از پشت تلفنتان بسازيد تا به گوش مخاطب محترم برسد. يك لطفي مي‌كنيد اين تلفن مباركتان را قرض بدهيد من با منزل تماس بگيرم اطلاع بدهم يك هفته است پشت در ماندم؟ متاسفانه از قرار معلوم برق محله چند روزي مي‌شود كه كاملاً قطع است!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

هموطن سلام-سيد ايمان ضيابري- بحث عدم استقبال مردم از سينماها و ركود فيلمهاي داخلي بر روي پرده‌ى سينماها پس از يك دوره اكران ناموفق، در سالهاي اخير به يكي از مهمترين دغدغه‌هاي اهالي هنر، دست‌اندركاران سينما و فيلمسازان ايراني تبديل شده است.
استقبال نامناسب مردم ايران نسبت به سينما و بي‌ميلي و عدم رغبت آنها براي استقبال از فيلمهاي سينمايي توليد داخلي، به ويژه در سالهاي اخير كه صنعت فيلم‌سازي در سينما‌ى ايران، ضمن كاهش ميزان توليدات، با بي‌علاقگي مردم براي ديدن و تبادل افكار راجع به اين فيلمها روبه‌رو شده است، سبب ركود و سكون اين هنر در كشورمان گشته و باعث شده تا ضمن كاهش درآمدهايي كه از راه فروش و اكران فيلمهاي سينمايي در كشورمان به دست هنرمندان مىآيد، ما نتوانيم در سطوح جهاني، آنطور كه از فيلمسازان داخلي انتظار مىرود، به رتبه‌ها و مقامهاي شايسته‌يي برسيم كه كارگردانان و فيلمسازان سينمايي ايران، لياقت آن را دارند.
خوشبختانه، ايران سرزمين استعدادهاست و در همه‌ رشته‌هاي علمي و هنري در كشور ما، نخبگان و بزرگاني حضور دارند كه مى توانند با به ثمر رسانيدن استعدادها و توانايي‌هاي خود، علم و فرهنگ ما را متعالي‌تر از قبل سازند و بر قله‌هاي فرهنگ و هنر بشريت بدرخشند، همانطور كه در گذشته هم شاهد بوديم و استعدادهاي جوان ايراني، در رشته‌هاي علمي و هنري و در سطوح مختلف، براي ما افتخارآفريني كردند و البته اين مساله در مورد سينما نيز صدق مى كند.
كارگردانان خوشفكر ايراني كه اغلب به مدد قلم تواناي نويسندگاني زبده، موفق به خلق آثار موفق سينمايي در ايران شدند، جداي ميزان استقبالي كه مردم از آنها داشتند، همواره در جشنواره‌هاي سينمايي و هنري در دنيا، توانسته‌اند خوش بدرخشند و نامي از ايران بر جاي بگذارند.
هر چند كه يكي از ملاكهاي موفقيت‌سنجي يك اثر هنري، به خصوص فيلمهاي سينمايي، ميزان استقبالي است كه مردم از آن مىكنند، اما متاسفانه عدم رغبت مردم كشورمان به سينما كه اكثرا ناشي از عدم آشنايي آنها با هنر سينما و نيز نبود تبليغات صحيح براي فيلمهاي توليد داخلي مىشود، باعث شده تا ما نتوانيم براي سنجش ميزان موفقيت و پيشرفت آثار يك كارگردان سينمايي در كشورمان، از عامل اقبال مردمي نيز بهره بجوييم.
هرچند نمى توان استثنائاتي كه در زمينه‌ي فيلمسازي سينمايي در كشورمان به روي پرده رفتند را انكار كرد و ناديده گرفت. در سالهاي اخير كه با بازتر شدن فضاي سياسي اجتماعي جامعه و پس از يك سري تحولات، فيلمهاي سينمايي بيشتري، اجازه‌ى اكران پيدا كردند و دست فيلمسازان ايراني نيز بسيار بازتر شد تا در سايه‌ي يك فضاي دموكراتيك، فيلم بسازند و به مردم ارايه كنند، برخي آثار نيز ظهور كردند كه با استقبال شديد مردم روبرو شدند و حتي تا سقف چندده ميليارد ريال نيز سودآوري و فروش داشتند و اين مساله، بسيار به رونق اقتصاد در سينما و چرخيدن چرخهاي ماشين كند هنر هفتم در كشورمان كمك كرد اما نمىتوان اين استقبالي را كه مردم در دوره‌هاي خاصي از زمان و به سبب برخي تبليغات جذاب، از برخي فيلمها نمودند را عموميت داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

به سلامتی این روزها هر وقت ده دقیقه از برکت و نعمت اینترنت استفاده می کنیم و طعم کانکت شدن با سرعت بیست و یک کیلوبایت در ثانیه را می چشیم یا تازه شروع می کنیم به گرم کردن دستمان تا یک مقدار این سرعت تایپش از دو کلمه بر دقیقه افزایش پیدا کند (که لعنت خدا بر هرچه کامپیوتری که فارسی سازش ویرگول هم ندارد...) یا می فهمیم که می توانیم مثلا تلفن هم داشته باشیم و زنگ بزنیم، یکهو کسانی پیدا می شوند که به ما گوشزد می کنند که نه خیر اشتباه می کنید اینترنت مال از ما بهتران است و شما باید بنشینید هویج رنده کنید...
فکر کنم کار از بدوبیراه گفتن و انتقاد کردن و پتیشن و کمپین ردیف کردن گذشته باشد چون اداره کل مخابرات استان گیلان سرش را پایین انداخته و بدون اینکه به داد و هوار مردم گوش کند همینطور مشغول فاجعه آفرینی است و دارد به اوج شاهکارهای خودش نزدیک می شود. عملیات کابل برگردان که از قرار معلوم برای افزایش ظرفیت خطوط تلفن استفاده می شود و به همین راحتی الان کل تلفنهای خط ۲ را به ۷ تغییر داده اند! الان برای هشتصدمین بار است که تلفنها اینجا قطع می شوند و ما به یک کافی نت پرسرعت آمده ایم!!!
بالطبع نه می توانم ایمیلها را جواب بدهم، نه لینکها! (وای خدای من ویرگول پیدا شد!) را تبادل کنم! و نه کامنتهای محبت آمیز دوستان را در نتیجه از شما تقاضا دارم علی الحساب تا چند روزی عفو بفرمایید تا بعد حسابی سر فرصت بیاییم و در خدمت باشیم. الان هم اینجا اینقدر آرام و ساکت و پرسرعت هست که هرچه تمرکز و اندیشه و فکر بود از دست دادیم و معلوم نیست واقعا چه خزعبلاتی بلغور می کنم، امیدوارم لپ کلام که بدبخت شدن دوباره ی ما و قطع بودن اینترنت و تلفن و زندگی در جهنم این بار با برق و تلفن را نوید می دهد را فقط توانسته باشم برسانم، باقی حرفها بماند برای خودم!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

پي‌نوشت: وزير آموزش و پرورش در خصوص طرح حذف معلمان مرد از دبيرستان‌هاي دخترانه گفت: بكارگيري معلم مردم در مدارس دخترانه در زماني كه معلم زن به تعداد كافي وجود دارد، توهين به معلمان زن است.
محمود فرشيدي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: طرح حذف معلم مرد از دبيرستان‌هاي دخترانه، براي اين دوره آموزش و پرورش نيست و از سال‌گذشته وجود داشته است تنها ما در اجراي آن تأكيد داشتيم. وي اضافه كرد: وقتي در شهر يا روستاهايي معلم زن براي دانش‌آموزان وجود دارد، هيچ دليلي ندارد كه از معلم مرد استفاده شود...

تذكره ۱: آهاي معترضان، آهاي روشنفكران، آهاي هميشه آوانگاردها، آهاي انتلكتوئلها، آهاي آناني كه در مقابل جنايات بشري سكوت نمي‌كنيد. بفرماييد. پس چرا ساكت نشستيد؟ مگر منتظريد تا پا بشويد و برقصيد؟ اعتراض كنيد، پتيشن جمع كنيد، از اين جنايتي كه بار ديگر در حق جوانان برومند اين مرز و بوم اتفاق افتاده تا مي‌توانيد بنويسيد و عاملان جنايت را مجازات كنيد. چه معني دارد كه معلم مرد در مدرسه‌ي دخترانه درس ندهد؟
واويلا بشتابيد كه دل بشريت خون شد. بشتابيد كه نسل بشر منقرض شد. بشتابيد كه ما افول فرهنگي كرديم. بشتابيد كه به قرون وسطي بازگشتيم. اين سكوت شما شرم‌آور است. پس كمپين‌ها و پتيشن‌ها و اعتصاب غذاهايتان چه شد؟ الان تمام غصه‌ي دانش‌آموزان دختر مملكت اين است كه به شخصيت معلمهاي مردشان توهين شده كه آنها را از لحاظ اخلاقي داراي صلاحيت تدريس ندانستند و...
چه قدر خون به دل پير و جوان شده است... واويلا بشتابيد...

تذكره ۲: ببخشيد يك سوال؟ اعتراضتان براي چه است؟ روي چه حسابي است؟ نكند جورج بوش و آريل شارون هفده ميليون نفري بودند كه در انتخابات رياست جمهوري به دكتر احمدي‌نژاد راي دادند؟ مي‌خواستيد راي ندهيد. حالا عوارضش را بكشيد ديگر آقا، خانم!
اين همه اعتراض و كمپين و طومار و وكيل و وصي چرا؟ آن بنده‌ي خدا كه كاملاً به او حق مي‌دهم، همه‌ي برنامه‌هايش را صاف و پوست‌كنده توضيح داده بود. مگر نگفته بود مي‌خواهد جامعه را اسلامي كند؟ مگر نگفته بود مي‌خواهد بحث تفكيكها و جداسازيها را به صورت جدي دنبال كند؟ مگر مشاوران و سخنگوهايش نگفته بودند ارزشهاي اخلاقي افول‌كرده‌ي هشت سال دولت خاتمي در جامعه قرار است دوباره تزريق شود؟ مگر خود دكتر در برنامه‌ي گفت‌وگوي ويژه‌ي خبري نگفته بود سعي مي‌كنم در حداقل سه ماه اول كار رسمي‌ام، فضاي عمومي سطح جامعه را تغيير دهم؟ مي‌خواستيد راي ندهيد. اگر كلاً راي نداديد كه آفرين، دست شما درد نكند، دوره‌هاي بعد هم تحريم كنيد تا با تحريم شما، انتخابات ورشكست شود!!
اگر به دكتر احمدي‌نژاد راي نداديد و كانديداي ديگري كانديداي شما بود، باز هم خسته نباشيد. او در حال حاضر رييس جمهور شماست. اگر خيلي معترضيد، تلاش كنيد چهارسال بعدي نباشد.
اگر هم كه به جوانگرايي و نوآوري دكتر اعتقاد داشتيد و راي داديد، لطف بفرماييد بي‌خيال هرگونه اعتراض و اينطور ژيگول‌بازيها بشويد كه آن‌وقت مجبور نشوم بپرسم من و شماعي‌زاده بوديم ۱۷ ميليون راي به آقاي دكتر داديم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

دوره‌ي فعاليت كوفي عنان به عنوان دبيركل سازمان ملل طي چند هفته‌ي آينده به پايان مي‌رسد و روزهاي متوالي است كه اعضاي شوراي امنيت مشغول راي‌گيري و رايزني براي انتخاب دبيركل جديد هستند كه در اين دوره حتماً بايد آسيايي باشد.
بان كي‌مون را حتماً مي‌شناسيد. كسي كه احتمالاً تا چند مدت آينده، هر روز بايد اسمش را به جاي كوفي عنان غنايي بشنويد. وزير امور خارجه‌ي سابق كره‌ي جنوبي كه با حمايت مستقيم و بي چون و چراي جورج بوش، ۱۴ راي از ۱۵ راي straw poll در بين اعضاي دايم و موقت شوراي امنيت را به دست آورد و قرار است هفته‌ي آينده در مجمع عمومي تكليفش مشخص شود.
و حتماً مي‌دونيد يو تانت، اولين دبيركل آسيايي سازمان ملل، اهل ميانمار بود كه از سال 1961 تا 1971، كار كرد و بعد هم نوبت را به خاوير پرز دو كوييلار داد.
در اين قسمت، حديث مفصل بخوانيد از مجملي كه عرض كرديم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

لعنت به اين مخابرات، لعنت به اين زيرساختهاي مخابراتي، لعنت به اين خطوط مزخرف تلفن، لعنت به هر مدل سيستمي كه باعث مي‌شود ما نتوانيم درست حسابي و مثل انسان به اينترنت وصل بشويم... نه مي‌توانيم ايميلها را بخوانيم، نه مي‌توانيم كامنتها را بخوانيم و جواب بدهيم، نه مي‌توانيم وبلاگ را به روز كنيم، نه مي‌توانيم چهار تا مقاله به چهار نفر بفرستيم... من مي‌خواهم بپرسم فرق سيستم مخابراتي ما با افغانستان در چه مواردي است...؟
خيلي جالب به نظر مي‌رسد. اينترنت ساعت پنج تا هفت صبح كار مي‌كند، بعد از ساعت ۱۲ ظهر به بعد تلفن هم قطع مي‌شود. خدايا توبه!
ديروز خبري براي اعتماد ملي نوشتم در مورد افطاري وبلاگنويسها كه البته نخواست نامش فاش شود! كار قشنگي كه بروبچه‌هاي باشگاه هواداران پرشين‌بلاگ انجام دادند و من هم سعي كردم از وقتي كه شنيدم، به سهم خودم حمايت كنم:

وبلاگنويسان تهران روزه‌ي خود را دور هم افطار كردند

اعتماد ملي:‌ باشگاه هواداران پرشين بلاگ كه صاحب يكي از وبلاگ‌هاي رسمي و فعال پرشين بلاگ است، مدت يكسال است كه فعاليت خود را آغاز كرده و در طي اين مدت توانسته اقدامات زيادي را در جهت پيشبرد فرهنگ استفاده از وبلاگ و وبلاگ نويسي انجام دهد.
<حامد احسان‌بخش> مدير باشگاه هواداران پرشين‌بلاگ با بيان مطلب فوق گفت: از جمله‌اقدامات اين باشگاه مي‌توان به برگزاري همايش‌هاي وبلاگ‌نويسان، همكاري در برگزاري مراسم جشن نفس، برگزاري مسابقات وبلاگ نويسي، انعكاس مشكلات كاربران به مسوولان سايت پرشين بلاگ، راه اندازي وبلاگ‌هاي هواداران در شهرستان‌ها و برگزاري جلسات وبلاگ‌نويسان در شهرستان‌هاي مختلف در كنار همكاري با نشريات و خبرگزاري هاي مختلف در حوزه فناوري اطلاعات اشاره كرد. ‌
وي اظهار داشت: هفته گذشته همايشي را در حد توانمان با بهترين كيفيت و كمترين هزينه ممكن در استان گيلان برگزار كرديم تا نمايندگي باشگاه هواداران پرشين‌بلاگ در اين استان را راه‌اندازي كنيم ضمن اينكه همكاري و تلاش خودجوش وبلاگنويس ها با مساعدت مسوولان موجب شده بود تا بسياري از هزينه‌هاي جاري برگزاري مراسم نيز كاهش يابد. احسان بخش خاطرنشان ساخت: تمامي موفقيت هايي كه باشگاه كسب مي‌كند، به نيروهاي وبلاگ‌نويس خوش فكر عضو فنز بازمي گردد كه جايگاه خود را ميان وبلاگ‌نويسان همه وبلاگ سرويس وبلاگ‌ها باز كرده و هر وبلاگ نويسي مي‌تواند با بيان ايده خود در كنار پيگيري ما و مسوولان پرشين بلاگ، ايده‌هاي خود براي گسترش وبلاگ نويسي عملي سازد.
مدير باشگاه هواداران پرشين‌بلاگ كه به نشاني اينترنتي‌ www.fans.persianblog.com قابل دسترس است، افزود: ايده‌ برنامه افطاري وبلاگ‌نويسان كه در محل باشگاه وبلاگ‌نويسان تهران وابسته به شهرداري تهران برگزار شد، براي اولين بار بود كه برگزار شد و باشگاه هم با پيگيري‌هاي لازم درصدد انجام اين عمل خوب و خداپسندانه برآمد. اين مراسم كه با همكاري هيات ‌بلاگ به عنوان يك گروه وبلاگ‌نويسي مستقل ديني و مذهبي تحت عنوان همايش <خاكريز شيشه‌اي> برگزار شد، به مناسبت تقارن ماه مبارك رمضان با هفته دفاع مقدس، مراسمي براي تقدير از وبلاگ‌نويسان مقاومت و قرآني برگزار كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

۱- ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند، تا يا كابل برگردان تلفن باشد، يا كنده‌كاري اداره‌ي گاز باشد، يا بلاگفا قاطي كند و بالا نيايد يا كنسرسيوم W3C اصلاً دستور توقيف موقت اينترنت! را صادر كند تا تو بنشيني و دويست صفحه پست بنويسي، آنوقت كه ارسال را مي‌زني، ديسكانكت بشود و برود پي كارش تا اطلاع ثانوي و اين اطلاع ثانوي ممكن باشد يك قرن هم طول بكشد و تازه سالروز تولد مولانا جلال‌الدين هم برسد و تو نتواني پستي كه مي‌خواهي را بفرستي و در نتيجه مجبور شوي بنشيني و همه‌ي جفنگيات را از اول ببافي.

بدينوسيله از خرابكاران عزيز در بلاگفا، اداره‌ي مخابرات و كليه، دل، روده و قلوه‌ي كساني كه در ايجاد وقفه براي به‌روزرساني اين وبلاگ همكاري و كمك كردند، تشكر و مزيد امتنان به عمل مي‌آيد!!

 

2- جبر و احتمال كه معلمش يك چيزي در مايه‌هاي سيريوس اسنيپ هري‌ پاتر است و دوستان حتماً آشنايي دارند، فيزيك كه معلمش در حد بلفي و ليلي‌بيت يا مثلاً تنسي تاكسيدو درس مي‌دهد و صد البته حسابان كه ديگر انتهاي معلم است و شما تصورش را بكنيد فوق ليسانس رياضي محض چه دودي از كله‌اش بلند مي‌شود بس كه همه چيز را محض ديده و... اينها همگي باعث شدند تا در كنار شاهكاري مخابراتي و تلفني مملكت، روند يك پست در هر روز سه ماه اخيرم شكسته شود و وقفه‌يي ايجاد شود كه بدينوسيله پوزش مي‌شويم.

اولين تقاطع درون‌شهري رشت را دارند مي‌سازند، چندين پرده و بيلبورد آن حوالي زده‌اند (فقط حساب كنيد چه خرجي شده) تا اين جمله‌ي زيبا، شيوا و تاريخي تبليغ شود: از همشهريان و ميهمانان عزيز به علت ايجاد وقفه در ترافيك شهري پوزش مي‌طلبيم!!

صدام حسين بميرد اگر دروغ گفته باشم... با اين حال ما همچنان نهضت را ادامه مي‌دهيم تا نگذاريم اين بيرق روي زمين بماند و تا امكانش باشد، روزي يك پست كه بسا روزي دو پست را مي‌رويم، باشد كه رستگاري صورت بگيرد

 

3- يك زماني بود كه به مدتي بسيار كوتاه، جو لينك روزانه فرستادن ما را گرفته بود و در گام اول برداشتيم صد لينك آخر يك پست فرستاديم كه مثلاً ديگر اند نوآوري و ابتكار اتفاق بيفتد، نگو اين رهروي كه همين قدم اول دارد دويست تا در ساعت مي‌رود، دو متر ديگر كلاً از نفس مي‌افتد و مسابقه را بي‌خيال مي‌شود. در نتيجه تصميم زديم كه مثلاً در اثنا عشر، يا امحا و احشاي هر پستي، هفت، هشت، دوازده، هر كي مي‌گه شونزده نيست، هيفده!، هيجده!، نوزده، بيست! لينك بفرستيم كه هم رهرو، دل و دماغش بگيرد به ركورد هايله گبرسيلاسي برسد هم اينكه آنطور ضايع كم نياورد.

 

4- امروز يا ديروز، دقيقاً نمي‌دانم! سالروز تولد رفيق سابقاً همكلاسي ولي فعلاً هم‌رشته‌يي و غيرهم‌مدرسه‌يي البته هم‌شهري و تقريباً هم‌انديشه‌يي كه در زمان انتخابات رياست جمهوري گند زد رفت پي كارش، و با تولدش هم غيرهم‌سن شد با ما و  تا مدتي ديگر غيرهم‌رشته‌يي مي‌شود چون مي‌خواهد برود علوم تجربي (من معده‌ام ضعيفه، به علوم تجربي حساسيت دارم، ببخشيد!) بخواند و تازگي‌ها حاجي هم شده و ما صدايش مي‌كنيم حاجي بهادر و البته رد پاهاي مرموزش را گاهي اوقات در بعضي ستونهاي نسل 3 و كليك شايد بشود پيدا كرد و با انواع و اقسام نامهاي مستعار مي‌نويسد، بود!! بايد منتظر سورپرايز من باشد، هرچند سورپرايزهاي من هميشه همينقدر توذوق زن و تابلو هستند...

 

5- امروز براي اولين بار با جواد مولانيا، هماني كه مدام وسط حرفهاي كاظم احمدزاده مي‌پرد و ميهمانهاي برنامه‌اش هم در حد دكوراسيون كار مي‌كنند تا... (بگذريم!) چت كردم و بعد يادم آمد كه كامران نجف زاده الان چند ماهي مي‌شود در عراق مانده و قول داده به محض برگشتنش، يك گفت‌وگوي درست و حسابي با من رديف كند و هنوز هم نيامده تا خيرش را بگيرم و قولش را يادش بياورم! و خيلي مدت است كه آنلاين هم نشده...

بعد يادم آمد واقعاً چه خوب است كه مجبور نيستيم مثل دو سري قبلي، موقع افطار، چهره‌ي نوراني حاجي فرزاد حسني را دوباره تحمل كنيم و خدا خير دهد اين رفيقش احسان عليخاني را كه آمده و هرچند سعي مي‌كند به زور ضرب و شتم كلمات و واژه‌هاي اصيل فارسي، يك طوري اداي استادش را دربياورد، ولي خوب، كپي كه برابر اصل نمي‌شود...!

 

6- پرويز شريفيان را گيلاني‌ها و رشتيها خوب مي‌شناسند. بيش از هرچيزي، كلاه شاپويش معروف است و البته سبيل‌هايش! دوره‌ي اول انتخابات شوراهاي شهر، نماينده‌ي شوراي رشت شد و دوره‌ي بعدي هم فكر كرد آن كلاه شاپو كار خودش را مي‌كند. شعار انتخاباتي‌اش هم اين بود: يارب مپسند لوطيان خار شوند!! ولي خوب كلاً اوت شد. يك چيزي در مايه‌هاي شعبان جعفري خودمان كه احتمالاً پول داده بود تا در همان روزي كه بايد، به ديار باقي بشتابد!

يك مصاحبه‌يي كرده بود اين آقا پرويز ما، آمار داده بود داخلش كه 20 درصد مردم هيچ وقت در انتخابات شركت نمي‌كنند، 30 درصد مردم هم هميشه در انتخابات شركت مي‌كنند. 60 درصد باقيمانده، نظرشان در هر انتخابات عوض مي‌شود! اين يعني منتهاي رياضي، اين يعني منتهاي آمار و مدل‌سازي...

 

7- تست مي‌شود. لينكستان متني، پستي و جديدي ما كه قرار است به سبك خاص خودش ... صدا تست، صدا سه، صدا چهار، صدا دو، صدا چهار، صدا تست... خوبه!

البته اگر سبك لينك‌نويسي ما سرتان را گيج آورد، زياد تعجب نكنيد، خاصيتش همين است. اگر ديدي بحث انرژي هسته‌يي است و آن‌وقت كينگ‌كونگ يكهو پريده وسط و دارد دسپرادو مي‌خوند، تعجب نكن، سبكش همين است!

استاد گرانمايه، به جاي اينكه آداب روزه‌نداري را ياد مردم بدهي، برو ميزگردهايت را ادامه بده. بابا ما سرگردان اين ميزگردهايت هستيم، ما خراب ميزگردهايت هستيم، بابا... دست شيطونو بستي. بنويس ديگر! البته شايد شما از ميزگردهايت غافل شده باشي ولي ما غافل نمي‌شويم از مرورگر ايراني كه مقاله‌هايش به ويژه در بحث آموزشي معركه است و ما خودمان كلي ياد گرفتيم!

البته جالبتر از همه، في لتر! شدن بابك هزاوه بود كه به اندازه‌ي عدد صفر مطلق (273؟) بار لينك من را به بلاگرولش اضافه و فرداييش حذف كرده. حتماً دنبال ركوردي، چيزي است ما خبر نداريم. ولي خوب اين بنده‌ي خدا را ديگر نمي‌دانم چرا آورده‌اند داخل خط و آلوده‌اش كردند...! ولي خوب، قرار نيست كه ما آلوده نباشيم. يك در دنيا، صد در آخرت به حسابت واريز مي‌شود اگر بدهي در راه خدا اين راي لعنتي را... و البته بخواني در راه خود فايننشيال تايمز آلماني، چه كرده و چه صفايي داده!

البته اگر از دانلود كردن اين شعر معركه‌ي محسن يگانه غافل شويد، امكان دارد دعوايتان كنم! يادتان نرود هرچند حسين خان درافشان ما خودش يك پا شاهكار است، ولي بازتاب هم بدطور شاهكار بودن حسين را جبران كرده و اينطوري خبر تنظيم كرده كه ديگر اين را هم بايد گفت روزنامه‌نگاري در حد ديديه دروگبا!

You are our teacher… و اين هم سوغاتي سايت سروش براي پاي سفره‌هاي افطاري.

مي‌بيني تو را به خدا؟ يارو آمده واكسي تلفني باز كرده، الان سرخط همه‌ي خبرگزاريها هست... واي به حال روزي كه واكسي اينترنتي باز كند! من در اين چند روز هرجا بودم خبرش را شنيدم... يادي هم بكنيم از مرحوم شرق كه در مورد كاهش آمار جنايتها در ماه مبارك، دو سال پيش خبري فرستاده بود!

اين وبلاگ هم از كشفيات جديد خودم است! راستي شما قبول نداريد هر لينكدوني بايد يك تير خلاص هم داشته باشد؟ من كه قبول دارم!  

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

عمار بخشي از من خواسته بعد از نوشتن پنج مقاله براي واشينگتن پست، به عنوان يكي از اهالي blogger advanced team برايشان بنويسم. فعلاً و علي‌الحساب آنچه در مورد وضعيت خبرنگاران و نشريات ايران نوشتم را بخوانيد. اين پست شايد كوتاهترين پست اين چند وقت بود. سعي مي‌كنم به مرور با چند لينك ديگر، آپديتش كنم...



هموطن سلام -سيد ايمان ضيابري- گرايش روزافزون جوانان ايراني به موسيقي پاپ در سالهاي اخير و استقبال آنها از آلبومهاي خوانندگان مشهور اين موسيقي محبوب و فراگير در كشورمان، عوامل و پيامدهاي متنوع و گوناگوني داشته است و به تبع آن هنر موسيقي و شاخه‌ى مردمي آن يعني موسيقي پاپ در ايران پيشرفت شاياني داشته است.
برطرف ساختن نيازهاي عاطفي و مطالبات دروني و روحي براي هر انسان و ايجاد يك پشتوانه‌ى آرامشبخش در هنگام تلاطمات مختلف زندگي كه گاهگداري پايه‌هاي ساكن زندگي بشر را مىلرزاند و نيز حس تمايل به ارضا شدن به وسيله‌ى محركهاي احساسي و لطيف كه پاسخ همه‌ى اين نيازها را مىتوان در موسيقي يافت و حتي حس گسترش لذتها و خوشايند ساختن اميال و خواسته‌هاي قلبي، دليل اصلي گرايش همه‌ى اقشار مردم به انواع موسيقيهاست و با توجه به اينكه مردم ايران، همواره هنردوست و هنرپرور بوده‌اند و قدرت و شدت احساسات و عواطف انساني آنها نيز بر هيچ كس پوشيده نيست، نبايد از ميزان گسترش و فراگيري موسيقي در كشورمان، حال به هر سبك و سياقي كه باشد، تعجب كرد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

مطالب قدیمی‌تر