سید ایمان ضیابری - زهرا کاظمی علیآباد: محمد صالحعلا هم مثل همهی ماست. اما او چیزهایی دارد که میتوان گفت او را با خیلی از ماها متمایز میکند. اول از همه اینکه او دلش صاف است. سعی نمیکند خود را پشت کلمات و ژستها پنهان کند. هر آنچه که در دلش هست را بیرون میریزد، بیآنکه با ملاحظهکاریهای معمول ما، واقعیت خودش را تحریف کند. اگر خجالت بکشد، خیلی راحت میگوید که "من حالا کمی خجالت گلبهی کشیدهام"، اگر با تو موافق نباشد، عذرخواهی میکند و میگوید که تو از اساس داری اشتباه میروی، اگر گریهاش بیاید، مثل ابر بهار اشک میریزد بیآنکه برایش فرقی کند که روبهروی دوربین تلویزیون است یا در استودیوی رادیو، و آنقدر متین و موقر هست که میتواند تو را آماج سختترین حملات کند، بیآنکه سر سوزنی از او دلگیر شوی، و تازه از او ممنون هم خواهی بود، با این حال محمد صالحعلا با روحیهی لطیفش اصلاً اهل حمله کردن نیست.
او در سال 1331 در اراک متولد شد. در سال 1356 از مدرسهی هنرهای دراماتیک رویال آکادمی لندن فوق دیپلم سینما و تلویزیون گرفت، در سال 1359 لیسانس بازیگری و کارگردانی از دانشکدهی هنرهای دراماتیک دریافت کرد و در سال 1372 با مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشکدهی ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی فارغالتحصیل شد. او از سال 1347 با قصهنویسی و قصهخوانی در رادیو و سپس نویسندگی نمایشنامه، فعالیت هنری خود را آغاز کرد. از سال 1364 تا 1378 در فیلمهای سینمایی متعدد به عنوان بازیگر نقش ایفا کرده و از سال 86 هم مجری برنامهی فرهنگی هنری شبکهی 4 سیما با عنوان "دو قدم مانده به صبح" بوده است.
محمد صالحعلا گرم و صمیمی پاسخت را میدهد و پای حرفهای دلت مینشیند. خیلی از ما او را با عبارتها و اصطلاحات مخصوصی که ابداع کرده و نوعی ادبیات جدید در مجریگری تلویزیونی به وجود آورده میشناسیم: "هموطنان جان، پیشانی بلند، رویسپید و رستگار خودمان"، "سر میچرخانیم و یک رفت و آمد رسانهیی میکنیم"، "دست به سینه روبهروی شما هستم"، "زلفی با هم گره بزنیم" و چندین نمونه از این دست. در صحبتهای محمد صالحعلا آنقدر کنایه، تمثیل، استعاره و مجاز هست که گاهی اوقات از حرف زدن با او احساس میکنی که در حال خواندن یک کتاب ادبی قرن سیزدهم هجری هستی. او به مناسبت بیستمین سالروز انتشار "هاتف" در یک گفتوگوی مفصل با ما شرکت کرد و به سوالاتمان پاسخ داد.
هاتف - سید ایمان ضیابری/ ترجمه: زهرا کاظمی علی آباد
پروفسور کریستین برومبروژه شرقشناس و ایرانشناس سرشناس فرانسوی است. او بیش از سه دهه از عمر خود را به پژوهش و مطالعه دربارهی فرهنگ و تمدن مردمان خاور نزدیک، به ویژه ایرانزمین و همچنین استان گیلان کرده است. او مطالعات میدانی مختلفی را دربارهی فرهنگ، تمدن، زبان، آیینها، آداب و رسوم ایرانیان و به طور خاص گیلانیان انجام داده که حاصل آن چندین و چند مقاله، سخنرانی و کنفرانس در کشورهای مختلف بوده است. او از جمله پژوهشگرانی بود که در انجام پژوهشهای احداث موزهی میراث روستایی گیلان شرکت فعال داشت. او به زبانهای فارسی، انگلیسی، روسی، ایتالیایی، یونانی و البته گیلکی مسلط است و سالها به عنوان مدیر انجمن ایرانشناسی پاریس فرانسه فعالیت کرده است و در حال حاضر نیز استاد بومشناسی دانشگاه آکس اون پروانس فرانسه است.