X
تبلیغات
ايمان امروز

زمینگیر شدن هواپیمای جاسوسی RQ-170 نیروی هوایی ایالات متحده‌ی آمریکا توسط ارتش ایران، خبری بود که رسانه‌های جهان را به لرزه درآورد و BBC، CNN، Fox News و نیویورک تایمز علیرغم همه‌ی تمایلی که داشتند تا خبر این اتفاق را بایکوت کنند، نتوانستند در مورد آن ساکت بمانند و با انتشار تصاویر و گزارشها و تحلیلهای فراوان، به بررسی موضوع پرداختند و به نوعی اعتراف کردند که در یک افتضاح اطلاعاتی و امنیتی بی‌سابقه برای دستگاه جاسوسی آمریکا، ایران توانسته این هواپیمای بدون سرنشین که تا ارتفاع 50 هزار پایی پرواز می‌کند را در حین انجام عملیات جاسوسی از کار بیندازد و زمینگیر کند.

ماجرا از این قرار بود که چهار ماه پیش از دسامبر 2011، RQ-170 که به عنوان UAV (ماشین هوایی بدون سرنشین) شناخته می‌شود، برای انجام عملیات جاسوسی، حریم هوایی ایران را چند بار نقض کرد. این هواپیما از قرار معلوم ماموریت تصویربرداری مخفیانه از تاسیسات هسته‌یی ایران را بر عهده داشته است. سرانجام در روز 4 دسامبر 2011، واحد جنگ‌افزار سایبری ارتش ایران کنترل این ماشین هوایی را در حالی که در مرزهای شرقی کشور در حال پرواز بود، در اختیار گرفت و با رمزگشایی سیستم راهبری آن، با کمترین میزان خسارت، آن را در صحرای طبس به زمین نشاند. روز 6 دسامبر و پس از چندین اظهار نظر متناقض و عجیب، سرانجام وزارت امور خارجه‌ی آمریکا تصدیق کرد که این هواپیما را در ایران از دست داده و اینکه این ماشین بدون سرنشین، به CIA تعلق داشته است.

در روزهای متعاقب پخش تصاویر پهپاد آمریکایی در یک ورزشگاه سرپوشیده در ایران، رسانه‌های دولتی آمریکا و انگلیس تمام تلاش خود را به کار بستند تا با جعلی و غیرواقعی وانمود کردن این هواپیمای بدون سرنشین، بر روی افتضاح به بار آمده سرپوش بگذرانند و این باور را به مردم‌شان بقبولانند که ایران دروغ می‌گوید. آنها از کارشناسان نظامی و تحلیلگران سیاسی مختلف دعوت کردند تا به مردم بگویند که این تنها ماکتی از RQ 170 آمریکایی است!

اما باراک اوباما، رییس‌جمهور ناپخته و جوان ایالات متحده روز 13 دسامبر هر چه رسانه‌های دولتی غربی رشته کرده بودند را پنبه کرد و به صورت رسمی از ایران خواست که RQ-170 را به واشنگتن برگرداند. درخواستی بی‌شرمانه که البته بی‌پاسخ هم نماند. وزیر دفاع ایران پاسخ داد که ایران این هواپیما را به دست گرفته و به عنوان دارایی خود می‌شناسد و تصمیم می‌گیرد که با آن چه کار کند.

جزییات ماجرا را همه‌ی شما می‌دانید. اما آنچه که برای من جای سوال و تعجب است این است که رسانه‌هایی مثل BBC Persian و VOA Persian با چه توجیه و واقعاً با چه دلیلی تمام مدت پس از پخش این خبر سکوت کردند و از کوچکترین اشاره‌یی‌ به قدرت سایبری ارتش ایران سر باز زدند؟ این رسانه‌ها که منتظر کوچکترین فرصتی هستند تا جنجالهای تبلیغاتی علیه ایران به راه بیندازند و در عین حال داعیه‌ی مستقل بودنشان هم گوش عالم را کر کرده، واقعاً رویشان می‌شود در برابر این افتضاح امنیتی - نظامی بزرگ برای آمریکا که حتی صدای رییس جمهور این کشور را هم در آورد، سکوت کنند؟

واقعیت این است که ایران با این کار پیچیده و تحسین برانگیز، زهر چشمی از آمریکا گرفت تا خیال تجاوز دوباره به حریم هوایی ایران را از سر بیرون کند، اما آنچه که من در موردش حیرانم، بی‌شرمی انگلیسی‌ها و آمریکایی‌هاست که با این شکست دردناک، باز هم دست از پروپاگاندای سیاه‌شان برنمی‌دارند!

قضاوت با شما!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 0 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

ماهنامه‌ی دانشمند - سید ایمان ضیابری: براي من هم 9 ماه دوري از "دانشمند"، دشوار و تلخ بود. برای من که همچون همه‌ی شما "دانشمند" را خانه‌ی خود می‌دانم، این 9 ماه با فراز و نشیبهای فراوانی طی شد و من توفیق آن را نداشتم که در کنار شما باشم. انجام چند ماموریت مطبوعاتی برای شبکه‌های خبری و نشریات انگلیسی زبان باعث شد تا حلقه‌ی وصل خود با شما را از دست بدهم و از همین رو بود که مجموعه گفت‌وگوهای اختصاصی "دانشمند" با برندگان جوایز نوبل در رشته‌های مختلف، برای مدتی متوقف شد. در این مدت، ما را از نظر لطف و محبت خود محروم نکردید و در ایمیلهای خود، از گفت‌وگو با برندگان جوایز نوبل پرسیدید و اینکه آیا این گفت‌وگوها ادامه خواهد یافت یا نه. و پاسخ قطعاً مثبت است. این مجموعه گفت‌وگوها، دینی است که این حقیر به "دانشمند" و "دانشمند" به جامعه‌ی علمی ایران ادا می‌کند و عزم ما بر این است تا از این شماره، گفت‌وگو با برندگان جوایز نوبل بلاانقطاع و بدون وقفه ادامه یابد.

همواره افتخارم این بوده که گفت‌وگوهای اختصاصی با برندگان جوایز نوبل را با ماموریت از طرف ماهنامه‌ی "دانشمند" انجام می‌دهم. ماهنامه‌یی که جای خود را در قلبهای عاشقان علم در سراسر ایران‌زمین باز کرده و رسانه‌یی است برای فرصتهای برابر و عادلانه. شما را به خواندن گفت‌وگوی اختصاصی دانشمند با فرانک ویلچک (Frank Wilczek)، یکی از سه برنده‌ی جایزه‌ی نوبل فیزیک سال 2004 میلادی دعوت می‌کنم.

فرانک ویلچک کیست؟

پروفسور فرانک ویلچک، متولد 15 می 1951 در مینه‌اولای نیویورک است. رشته‌ی اصلی او فیزیک نظری است و در حال حاضر به عنوان استاد موسسه‌ی فناوری ماساچوست (دانشگاه MIT) فعالیت می‌کند. ویلچک به همراه دیوید گراس و دیوید پولیتزر، جایزه‌ی نوبل فیزیک سال 2004 را به دلیل کشف "آزادی مجانبی" در تئوری نیروی هسته‌ای قوی دریافت کرد.

ویلچک از والدینی ایتالیایی و لهستانی متولد شد. تحصیلات دبیرستان خود را در کویینز از توابع نیویورک و در مدرسه‌ی Martin Van Buren High School گذراند. او مدرک کارشناسی خود را در رشته‌ی ریاضی از دانشگاه شیکاگو در سال 1970 میلادی دریافت کرد، تحصیلات تکمیلی خود در کارشناسی ارشد ریاضیات را در دانشگاه پرینستون به پایان رساند و دکترای فیزیک را نیز از همین دانشگاه دریافت کرد.

او استاد فیزیک مرکز فیزیک نظری MIT است و سابقه‌ی فعالیت در موسسه‌ی تحقیقات پیشرفته‌ی دانشگاه پرینستون و انیستیتوی فیزیک نظری در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا را نیز دارد.

او در سال 2002 به افتخار دریافت Lorentz Medal نایل شد. این مدال هر چهار سال یک بار توسط آکادمی سلطنتی علوم و هنرهای هلند به پرافتخار ترین دانشمند فیزیک نظری اعطا می‌شود. ویلچک در سال 2003 جایزه‌ی Lilienfeld Prize که توسط جامعه‌ی فیزیک آمریکا اعطا می‌شود را دریافت کرد. در همین سال، او مدال یادبود دانشکده‌ی ریاضیات و فیزیک دانشگاه چارلز پراگ در جمهوری چک را به دست آورد. فرانک ویلچک تحصیلات دکترای خود را زیر نظر پروفسور دیوید گراس به پایان برد. او در سال 2004 میلادی، نیمی از جایزه‌ی نوبل فیزیک را با پروفسور گراس تقسیم کرد.

پروفسور ویلچک در تشریح و کشف اکسیون‌ها، آنیون‌ها، آزادی مجانبی و سایر جنبه‌های نظریه‌ی میدانهای کوانتومی فعالیتهای فراوانی انجام داده است. در حال حاضر، او بر روی موضوعاتی از قبیل کاربردهای فیزیک ذرات در کیهان‌شناسی، تئوری کوانتومی سیاه‌چاله‌های فضایی، کاربرد تکنیک‌های نظریه‌ی میدان در فیزیک ماده‌ی چگال و رفتار ماده‌ها تحقیق می‌کند.

همسر فرانک ویلچک، بتسی دیوین، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس آمریکایی است که به همراه او یک کتاب نیز منتشر کرده است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  |