تبليغاتX
ايمان امروز - ديدار با احمدي‌نژاد و...

ديدار با احمدي نژاد و مشكلات نوشي
كه قرار شد مطرح نكنم!

دوستان عزيز و محترم.
در هفته‌هاي آينده عازم ديداري با محمود احمدي نژاد هستم. هرچند مطمئنا اگر من حسين درخشان بودم و مي‌خواستم يك ليوان آب بخورم، خيلي بيشتر از سفر من براي ديدار با احمدي‌نژاد بازتاب داشت، اما به هر حال در اين سفر بنا دارم صداي جامعه‌ي اينترنتي و وبلاگستان ايران را به گوش اين انسان برسانم كه خواسته يا ناخواسته رييس جمهور ماست. فعلا دارم چند اقدام ريشه‌يي انجام مي‌دهم. از گزيده‌ي كامنتها و نامه‌هاي شما به احمدي نژاد در وبلاگهاي مختلف پرينت مي‌گيرم و خلاصه مي‌كنم. هرچند اين ديدار ناخواسته اتفاق افتاد و شايد هم تصميم گرفتم به دليل شرايط زماني كمي به تعويقش بيندازم اما فعلا شما اگر پيامي، مطلبي، خواسته‌يي، يا سوالي از احمدي داريد، بنويسيد تا به گوشش برسد. فقط خيلي صريح و كوتاه و مودبانه! طوري نباشد كه بروم در كاخ مرده، جلويش بنشينم فحش بدهم به هيكلش!!
همينطور چند نفر از دوستان هستند كه در مسابقه‌ي مقاله‌نويسي علي تمدن، نامه‌هايشان را به احمدي نژاد مي‌نويسند. آنها هم سريعتر يك كپي از نامه‌هايشان را برايم بفرستند. شرح و عكسهاي ديدار را هم احتمالا خبرگزاريها چاپ مي‌كنند، لينك مي‌دهم.
اما مساله‌ي نوشي كه قرار بود در ديدار با احمدي‌نژاد مطرح كنم را كنسل مي‌كنم چون خودش نامه‌يي داد و نسبت به عواقب اين كار هشدارهايي گفت. من هم بالطبع تنها مي‌توانم به وظيفه‌ي انساني خودم عمل كنم و دعايي بنمايم... شايد كه كارساز بيفتد

پي‌نوشت: اين روزها مساله‌ي نوشي بسيار در اينترنت سر و صدا به پا كرد و البته تا حدودي هم به حق بود. به هر حال اينكه يك مادر از اينترنت استفاده كرده تا مشكلات خودش و هزاران نفر مثل خودش را مطرح كند و به گوش ديگران برساند، كار زيبايي است.
من هم حمايت مي‌كنم چون انتظار دارم در چنين مواردي وقتي حركات دسته‌جمعي وبلاگي اتفاق مي‌افتد، ديگران هم از من حمايت كنند. اگر در اين موارد ما همديگر را تنها بگذاريم، مي‌توانيم مطمئن باشيم كه شهرت وبلاگستان فارسي در جهان، بي دليل بوده و تنها از روي هياهو و جوهاي موضعي شكل گرفته است.
هرچند در جريان قضيه‌يي مثل جوانترين خبرنگار جهان، مــــــــن كسي بودم كه حسابي تنها ماندم و خيلي از دوستان ادعاي حقوق بشر و اخلاق انساني، حتي يك حال و احوالي هم بعد از آن قضيه از من نپرسيدند و اتفاقي را كه مي‌توانست به بهترين نحو به نفع وبلاگستان فارسي و كلا جامعه‌ي اطلاعاتي ايران تمام شود، اصلا تحويل نگرفتند، اما من چون مثل آنها تلافي جو نيستم و معتقدم هرجا در وبلاگستان فارسي، كسي مشكلي پيدا مي‌كند بايد يارش باشيم و كمكش كنيم، سعي مي‌كنم تا حد امكان به نوشي ياري برسانم.
هرچند خودش خواست و من هم بر حسب وظيفه‌ي اخلاقي، مشكلش را با احمدي‌نژاد طرح نمي‌كنم اما مي‌خواستم ثابت كنم كه از هر ايراني فعال و نخبه‌يي كه در هر زمينه‌يي كوشاست و تلاش مي‌كند، به هر نحوي كه مي‌توانيم بايد حمايت كنيم.
گور پدر
عنوان بين‌المللي كه من كسب كردم، اما يادمان باشد، حداقل بزرگترها، مشهورترها و محبوبترهايي كه روزي حتما با مشكلات بزرگ مواجه مي‌شوند را حداقل فراموش نكنيم كه هرچه باشد، همه‌ي ما از نوع بشر هستيم، يك كار داريم و در يك فضا با هم مشغول به تعامليم... نظرياتتان را در مورد قضيه‌ي احمدي نژاد و نوشي و البته پيشنهاداتتان را كه مي‌خواهيد به رييس‌جمهور بدهم برايم اينجا كامنت بگذاريد.
البته خيلي از دوستان هستند كه به يمن درگيريهاي شخصي با من، حتي از حقوق حقه‌ي خودشان هم چشم مي پوشند و حاضر نمي‌شوند مشكلاتشان را در آسانترين راه به گوش رييس جمهور برسانند چون پيامرسان اين اتفاق منم. اينجا را ديگر نمي‌توانم كاري بكنم!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 1 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  |