معجون معجزهآساي وبلاگنويسي در كمتر از ۲۴ ساعت!
چگونه پدرخواندهي وبلاگستان شويم؟!
فرا رسيدن روز جهاني وبلاگ كه مشت محكمي بر دهان استكبار جهاني و در جهت خنثي كردن توطئههاي عوامل تفرقهبرانگيز، نفوذي، مشكوك و بودار! بود، فرصتي گشت تا به عنوان يكي از معلمخواندههاي وبلاگستان!، مبحث يك جلسهيي چگونه وبلاگنويس محبوب و دلربايي شويم! را خدمت شما طرح درس كنيم، آزمون نهايي براي ارزشيابي بنيهي علمي دانشجويان عزيز نيز در فرصت منقضي! برگزار خواهد شد.
سلام بچهها! همين كه شما يك دامين اختصاصي (ترجيحاً دات كام) براي خودتان ثبت كنيد، نشانهي خيلي چيزها خواهد بود. مثلاً نشانهي اينكه شما دست به جيب خوبي داريد و حاضريد خرجهاي دمدستي و همينطوري الكي! مانند ثبت دامين كه يَللّي تَللّي و خرج قرهقوروت شما محسوب ميشوند را فرت و فرت انجام بدهيد بدون اينكه ورشكست بشويد و مجبور شويد ... ّ
دات كام بودن به صورت بالفطره يعني داشتن همينطوري الكي 10 هزار بازديدكننده در روز. چرا؟ چون مردم كلاس كاريشان پايين ميآيد اگر به وبلاگهاي دات ...فا يا پرشين... يا ...بلاگ يا بلاگ... يا ...بلاگ... !!! سر بزنند و تايپ كردن وبلاگي كه آخر آدرس دات كام باشد حتي اگر شش متر آدرس شامل بيوگرافي، زندگينامه و ليست پپرونيهاي مورد علاقهي آقا يا خانم وبلاگنويس، اصولاً اجر و منزلت خاص خودش را دارد و به تعداد هر بار تايپ كاراكترهاي آدرس دات كام، به درجات وبگردي شخص هم اضافه ميشود
اين يعني اگر شما حتي سالي يكبار هم وبلاگتان را نبينيد يا ندانيد موشهايش دارند از طرف كدام مجموعهي پيسكلها، دندانهايشان را با درافشانيهاي شما تيز ميكنند ! و همينطور موقع رفتن به داخل كنترل پانل، سر مباركتان با تار عنكبوتهاي تنيدهشده و به جامانده از گذر تاريخ ! شستوشو شود، براي خواننده فرق نميكند و او شما را جيرهي روزانهي خود محسوب ميكند
2- گام دوم: با وبلاگستان، نسبت قوم و خويشي پيدا كنيد
قاعدتاً اين بخش از كار خيلي سخت و طاقتفرساست و توضيح آن هم در تخصص ما نميگنجد. اما كار زياد خاصي ندارد. كافي است شما يكي از مجموعه پدرخواندههاي وبلاگستان باشيد. هرچهقدر بيشتر قربان خودتان برويد، مريدهاي بيشتري دور و برتان جمع ميشوند. چون به طور كلي، هر كسي قربان خودش ميرود، در واقع براي خودش، خودشيريني ميكند. اينطوري شيرين ميشود. كسي كه شيرين بشود، دور و برش مگس زياد ميپلكند. مطمئن باشيد شما در مدت كوتاهي ميتوانيد كندوي مگس! راه اندازي كنيد.
البته الآن براي پدرخوانده شدن كمي دير به نظر ميرسد چون باد فنا قبلاً وزيده و همهي پدرخواندهها را با خودش برده جاهايي كه بنيبشري، عهدالناسي و عضوً من الابناء بشر! دستش نميرسد آنجا. مثلا همين بلادهايي كه با مسماي ايالات متحدهً الامريكي! يا خلائف المتحده لانجليس! شناخته ميشوند.
هيچ اهميتي ندارد اگر شما وقتي اينجا بوديد، به دليلي دسترسي نداشتن به حمام و دوش آب گرم، محل زندگي گونههاي جانوري مختلف از جمله ككهاي گزيدهنشده، سوسكهاي استوايي و موريانه (از آنهايي كه داخل پينك پانتر بازي ميكرد!) محسوب ميشديد. به محض اينكه آنجا ميرويد، يك دستفروش گير ميآوريد، يك سري خرت و پرت مدرن تحت عنوان لباس از او ميخريد (حتي اگر پارچهي گوبلن دوزي باشد!) و به عنوان لباس پوشيدني به خودتان نصب ميكنيد... آنوقت با داميني كه راه انداختيد شروع ميكنيد. اسم وبلاگ شما بايد حتماً با خودم تمام شود كه همگان بفهمند نويسندهي وبلاگ، وجود خارجي دارد و يك تنابنده است. در غيراينصورت، بازديدكننده تصور ميكند يكي از نفوذيهاي عبدالغدير خان يا خرزوخان! وبلاگ را به روز ميكند.
اسامي اشغالنشدهي مديرمسوول، دبير هيات تحريريه، رييس شوراي سياست گذاري، مشاور سردبير، مديراجرايي و سرانجام صاحبامتياز خودم پيشنهاد ميشود. البته شما قبلاً اين عنوان را بايد به يكي از اهالي خانواده تفويض و سپس تاخيذ و دوباره به ايشان تنفيذ كنيد!
مردم ابله هستند و نميفهمند. كامنتهاي وبلاگتان عدد 2 را نشان ميدهد و بازديدكنندهي وبلاگتان عدد دوازده بيليارد (گلف يا راگبي... فرقي نميكند!) هيچ كس حاليش نميشود كه آمار شما دستساخته و جعلي است. فقط همين كه دل خودتان را خوش كنيد و با خودتان تصور كنيد روزي شصتادهزار تا بازديدكننده داريد كافي است. اين كار را نرمافزارهايي كه روزي nبار صفحهي شما را پينگ يا ريفرش ميكنند به طور اتوماتيك جابهجا خواهند نمود... شما فقط sit back and get relaxed
همينطور يك نرمافزار هوشمند كه فقط در اختيار شما و امثال شماست نصب كنيد كه كامنتهاي دوستانه و محبتآميز برايتان ميگذارند. همهي اين كامنتها هم با لفظ استاد... شروع ميشوند. اينطوري بقيه ياد ميگيرند براي شما كامنتي نگذارند كه خداي نكرده با عنوان آقاي... يا دوست عزيز... شروع شود. كسي دوست شما نيست چون شما افتخارش را به كسي نميدهيد. به كامنتهايي كه با كلمهي استاد شروع ميشوند فقط پاسخ بدهيد!
خودتان را قايم كنيد. حتي اگر دختر 14 ساله نباشيد، اگر يك وقتي ايميلي از شما لو برود، ممكن خواستگارها، خانوادهي داغدار كشته مردهها و سرانجام در آستانهي كشته ومردهشدنهاي شما صف بكشند و ايميل شما تعطيل شود از بس كه نامهي فدايت شوم، بميرم برات و جيگرتو بخورم ! به شما برسد... آنوقت ممكن است برايتان پيام برسد كه "پدرخواندهي ايروني كه محبوب و ازدماغ فيل افتادهيي، پيام من جيگرسوخته و عاشق دلباختهي يه لا قبا رو گوش كن، ميشكوني قلب هزاران هزار سينهچاكت رو ، حرف مغزشون رو گوش كن!"
يك ايميل از همانهايي بسازيد كه با info@ شروع ميشوند، بعد بنويسيد كه من حتي براي اجابت مزاج هم كه ميروم، ايميلم را از داخل welcome چك ميكنم و حتي اگر خبر مرگ عمه كتي را بشنوم، جواب ميدهم بعد ميروم به كفن و دفنش ميرسم... ولي خوب، كي به كيه، خواننده كه حاليش نيست، شما ايميلت را چك نكن.
كامنتهايتان را هم ببنديد. شما براي دل خودتان وبلاگ مينويسيد. خواننده هر فكري ميكند، فكرش بخورد توي سر... صدام حسين! مگرنه؟ شما ميتوانيد با اين روش، هم به آدم و عالم فحش، فلاكت و بيراه بگوييد هم دلتان غنج برود از اينكه احدي به شما دسترسي ندارد و هرچه گفتيد، همان است
خوب. حالا شما در اوج زيبايي، جواني، محبوبيت و شهرت هستيد. اينجا ديگر حتي اگر شما آدم هم بكشيد، مقتول را جاي شما محاكمه ميكنند. چون قاعدتا او يا خودش را در مسير شليك شما قرار داده، يا آمده خودش را بين دستهاي شما جاسازي كرده تا عين كروكوديل خفهاش كنيد يا حتما عين خياري كه دلش لك ميزند براي پوست گرفته شدن، زده خودش را به چاقوي شما و نفلهي دوعالم كرده...
اينجاست كه بايد به سيم آخر بزنيد. به كسي لينك ندهيد. لينك ندادن به مردم، نشانهي پرستيژ، فهم اجتماعي و كلاس كاري است. هرچه بيشتر به كسي لينك ندهيد، بيشتر به شما لينك ميدهند چون فكر ميكنند مدلش اينطوري است و لينك ندادنش هم نكتهي انحرافي
با خودتان مصاحبه كنيد، از خودتان در پوزيسيونهاي مختلف از جمله در اماكن گردشگري و تفريحي (ترجيحاً باغ وحش در حالي كه دست در گردن گراز سواحل قناري داريد و او هم نيشهايش را تا بناگوش وا كرده!) عكس بگيريد و بگذاريد در فليكر...!!
توهم توطئه داشته باشيد... وانمود كنيد همهي جمعيت دنيا منتظرند تا شما يك لحظه بيكار شويد، بيايند شما را هك كنند. نگو آقاي عزيز، پول دامينت را ندادي، شارژش تمام شده! همهجا بگوييد حرفهيي ترين گروههاي هكري دنيا براي هك كردن شما به شيشهپنجرههاي خانهتان حمله كردند كه با فرار به موقع شما، توطئهشان خنثي شد و فقط خانهتان با خاك يكي گشت! اما باز هم كسي جرات نكرد وبلاگتان را چپ نگاه كند
براي مردم مسابقهي نامهنويسي به اسطورهي محبت وبلاگستان بگذاريد، عاشقانهترين نامه را برداريد و براي يك دستگاه! سنگ چخماق بخوانيد. احتمالاً دلش آب ميشود. اگر اينطور بود، به او يك لفظ دوستانه و دلبرانهي "متشكرم پسرم!" هديه بدهيد... فكرش را هم نكنيد كه پسرم! ميتواند جاي پاپابزرگ آدم باشد و دويست سال سن... همه پسر شما هستند. اين را از صميم قلب مطمئن باشيد.
راديو راهاندازي كنيد. راديوي شما بايد در وصف سكنات، سجايا و زواياي مختلف شما صحبت كند. از قول آدمهاي مختلف... به بقال محله بگوييد از اينكه سه سال است پيش او دويست دلار جنس نسيه خريدهايد تشكر كند و بگويد كه اين، از بزرگواري شماست كه پول را نقد نميدهيد تا فروشنده از شادي ديدن آن همه پول، ذوقمرگ شود.
هر كسي كه هر كاري ميكند، بايد بداند رفيق شماست. خاطرات خودتان با شش ميليارد آدم دنيا را بنويسيد. چرا ريا ميشود؟ شما نبايد پنهانكاري كنيد. واقعيت اين است كه شما از بدو تولد، وقتي يك روزتان بود، موهايتان را دم اسبي از پشت ميبستيد و به همين دليل از عنفوان نوزادي، همه كشتهي تيپ شما بودند. مثلا بنويسيد وقتي ناهار پيش كوفي عنان ميرويد، به شما چه دسرهايي تعارف ميكند. يا بنويسيد اگر فرانك لمپارد بين دو نيمه و موقع حرف زدن آقاي مورينيو عطسه زده، به خاطر سفر آخر هفتهيي بوده كه همراه شما به سيبري آمده و بعدش يك راست رفته دوش گرفته!
همين... الان شما ميليونر هستيد. ميليونر بازديدكنندهي وبلاگ. لذت ببريد...!!