تبليغاتX
ايمان امروز - كسي كه با ازدواج مشكل دارد، از جاي ديگر مشكل دارد!!

 

چند روزي بود كه منتظر بودم اين سروصداهاي كذايي مربوط به بحث دوباره داغ‌شده‌ي ازدواج موقت بخوابد، آن‌وقت اظهار نظر كارشناسي خودمان را ايفاد كنيم!

اسلام يك مكتب است، همانطور كه نازيسم يك مكتب است، همانطور كه فاشيسم يك مكتب است (كه البته حالا يك دشنام كهنه‌ي سياسي شده به كساني كه مي‌خواهيم تحجر فكري‌شان را لو بدهيم! كه انگار اسم شيكي هم هست و يكي از خواننده‌هاي زيرخاكي... ببخشيد زيرزميني ايران هم چنين اسمي براي خودش انتخاب كرده!) و همانطور كه ماركسيسم يك مكتب است. به نظر من، يك مسلمان واقعي (كه به انتخاب خودش مسلمان شده) يعني آدمي كه يك اسب دارد، روي اسبش مي‌نشيند و تا آخر مقصد مورد نظرش مي‌رود و راضي هم هست.همينطور به عقيده‌ي من، يك فاشيست آدمي است كه يك اسب دارد، اسب را كباب مي‌كند ولي نمي‌خورد، گوشتش را پرتاب مي‌كند چند متر جلو، بعد مي‌دود طرفش. آنقدر اين گوشت را پرتاب مي‌كند تا خلاصه به يك ديوار يا بن‌بست برسد و آنجا كه ديگر گوشت سرد شده، بخوردش!

يك نازيست هم كه قاعدتاً با اسب قرارداد تفاهم امضا مي‌كند، خودش يك تپانچه برمي‌دارد، به اسب هم يك شمشير دولبه مي‌دهد و با هم دوئل مي‌كنند...

اما برسيم به مكتب شيرين، شيوا، شكيل، شهلا... ببخشيد، فمينيسم. يك فمينيست، اول براي اسب يك سخنراني آتشين مي‌كند كه من تو را مي‌برم، من حال تو را مي‌گيرم، بيا با من رالي فرمول يك بگذار. بعد خودش ماشين فرمول يك برمي‌دارد، به اسب هم سه‌چرخه‌ي اسباب‌بازي مي‌دهد ولي وسط راه خودش با تيربرق تصادف مي‌كند و سرانجام اسب كه سوار سه‌‌چرخه شده، برنده مي‌شود!

اينها را گفتم كه از همين الان، تكليف خودم را روشن كرده باشم يعني من فكر مي‌كنم كساني كه يا واقعاً فمينيستند و به نظريات اين مكتب تخيلي اعتقاد دارند، يا كساني كه سعي مي‌كنند بند عينك بگيرند براي عينك‌هاي آفتابي‌شان و اداي فمينيست بودن را دربياورند، همان بهتر كه بنشينند نخود فرنگي را پوست بگيرند!!

بعضي اوقات با بعضي از اظهار نظرها، آدم شك مي‌كند كه اين نسوان و گاه به معناي واقعي، ضعيفگان! روشنفكر‌نماطلب!!! هدفشان آزاديهاي برابر و حقوق حقه نيست، آنها دارند به يك چيز ديگر فكر مي‌كنند و از چيز ديگر دارند مي‌سوزند!

خيلي راحت اگر با اين تفكر آشنا نيستيد، بگذاريد برايتان تشريح كنم. فمينيسم مي‌گويد اگر شما يك خانم هستيد و كسي در خيابان دستش اشتباهي به شما خورد، بايد برويد از او شكايت كنيد و غرامت بگيريد كه انسانيت شما را زير سوال برد اما اگر كسي وسط خيابان شما را به زور برد و به شما تعرض كرد، بهتر است لذت ببريد. چه دليلي براي شكايت هست!!؟ حالا ديگر زياد خيالي نيست اگر انسانيت كيلويي...

حالا نظريات اينها در مورد ازدواج موقت هم همينطور است. من حتي اگر كلاً با اين پديده يا مقوله موافق هم نبودم، مي‌خواهم براي راه رفتن روي اعصاب اين بنده‌خداهاي سرگشته هم كه شده، يك مقدار بروم در كوك اينكه ازدواج موقت به عنوان يك حكم ديني، چه قدر جالب توجه و نوين است.

اين نظريه‌پردازان نوين، خيلي راحت به اين مساله قايل هستند كه شما چون انسان هستيد، آزادي شخصي داريد و كلاً آزاد آفريده شده‌ايد، يعني اينكه ديگر از هر دو جهان آزاد هستيد. يعني اگر انتخاب شخصي‌تان باشد كه چادر بر سر بگذاريد و حجاب اختياري داشته باشيد، شما بيخود مي‌كنيد، كي گفته شما آزاد هستيد؟!!! اما اگر شما اختياراً و همينطور ميلي عشقتان كشيد كه كلاً براي هواخوري و جلوگيري از گرمازدگي، به طور كامل كشف حجاب بفرماييد، خيلي دستتان درد نكند، خدا ثوابتان بدهد!

به موجب نظريات نوين فمينيستي، روسـپـيـگري و انواع مشتقات مشاغل مربوط به فساد اخلاقي، آزاد و بلامانع هستند چرا كه شما روح و جسم خودتان را خودتان در اختيار داريد، پاي پول و درآمد در ميان است!! اما شما اصلاً خيلي بيخود مي‌كنيد ازدواج بكنيد. موقت كه گور باباي صدام، ازدواج دايم هم حق نداريد. به چه حقي؟ جامعه‌ي بشري خط‌خطي مي‌شود اگر اسم يك آقايي كه اصلاً معلوم نيست چه كسي هست، برود در شناسنامه‌ي شما! فكرشو هم نكن!!

به موجب نظريات نوين فمينيستي (كه مثل نچفسكو بايد آن را بدون قاشق خورد ولي اگر مثل ورچلنگ با قاشق بخوريد، كفاره دارد!) شما هر زمان كه دلتان خواست، اصلاً يك ليست تهيه كنيد از آقاياني كه ازدواج نكرده، تشريف مي‌آورند منزل شما و به شكل غيرديني ثواب مي‌برند. هرچند اين ثواب بار ديني ندارد، اما بار انساني‌اش آنقدر زياد است، آنقدر زياد است، آنقدر زياد است كه يك لشكر يابو و شتر هم نمي‌توانند حملش كنند!

اما واي به حالت، واي به روزگارت اگر ازدواج اعم از موقت و دايم بكني... واي به روزگارت كه آن روز ديگر ...

خيلي جالب است. واقعاً جالب است... يعني بيش از حد جالب است. كساني كه برايشان فرقي نمي‌كند اگر بدون ثبت و ضبط رسمي، هر شب ميهمان يك نفر باشند، اما واهمه و ترس دارند از اينكه همين كار را (يعني هر شب، يك عشق جديد، يك خسروي جديد!) به صورت رسمي و با پوشش ديني انجام بدهند.

من تصور نمي‌كنم دين، حرف متفاوتي مي‌زند در اين مورد. مي‌گويد كه خانم عزيز، مرض داري، بيماري، حالت خوش نيست؟ اوكي! بيا برو اين دو جمله را پيش يك روحاني بگو و بعدش برو به درك واصل شو. ولي گناه نكن. تصورم اين است كه شايد سختي‌شان مي‌گيرد شبي يكي دو جمله بگويند... ولي چون انگار در فساد و آلودگي با هم مسابقه داريم، پاي خودمان و هشت نفر ديگر را مي‌بريم در يك كفش كه چون دين اين حرف را زده، ديگر محال ممكن است، من حاضرم ننگ نه هر شب، كه هر ساعت با يك نفر بودن را تحمل كنم و اين درد را به جان بخرم، اما كاري كه دين گفته را انجام ندهم.

فقط لطفاً سرزنشم نكنيد وقتي مي‌گويم كسي كه به طور كلي با ازدواج موقت يا دايم مخالف است و فكر مي‌كند كه اين كار به محدود شدن "آزادي‌"هايش منجر مي‌شود، مطمئناً مشكلش جاي ديگري است... وگرنه واقعاً قابل درك نيست كاري كه در قبل از ازدواج به لحاظ ديني گناه محسوب مي‌شود را بعد از ازدواج انجام ندهي كه ثواب ببري و تازه به شستن گناهانت كمك كني...

دين كه مي‌گويد برو ازدواج كن، بعدش ديگر هر بلايي كه مي‌خواهي، سر همسرت بياور... اگر اسم اين واقعاً محدود شدن آزادي است، به راحتي مي‌شود يك نتيجه‌ي روشن گرفت كه خيلي خودم را كنترل مي‌كنم تا آن را ننويسم!

من فقط مي‌توانم بگويم كه انرژي هسته‌يي حق مسلم ماست و اينكه پاينده و شاد باشيد!!! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  |