
رسانهیی که خود را ملی معرفی میکند، یعنی آنقدر وسیع و فراگیر هست که برای هر گروه از مردم، حرفی برای گفتن داشته باشد و فقط بولتن تبلیغاتی یک گروه خاص نباشد. یعنی همهی مردم آزادانه میتوانند این رسانه را منتعلق به خود بدانند بدون اینکه احساس بیگانگی کنند.
صدا و سیمای دولتی کشور ما که خود را ملی و متعلق به همهی مردم میخواند، البته تلاش زیادی در مدت تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری انجام داد تا به هر نحو ممکن، از دایرهی عدالت و بیطرفی خارج شود و ماشین پروپاگاندای دولت باشد. با این حال، تنها عملکرد انتخاباتی این رسانه نیست که سوالبرانگیز به نظر میرسد. "رسانهی ملی" دارد به یک دژ نفوذناپذیر تبدیل میشود که نه میتواند مورد سوال قرار بگیرد و نه در عملکردش اشتباه وجود دارد.
من در حال حاضر، تنها یک سوال دارم. ما به صورت هفتگی، پخش مجموعهی تلویزیونی ساخت کشور کرهی جنوبی با عنوان "افسانهی جومونگ" را از رسانهی ملی شاهدیم. این اتفاق دو بار در هفته میافتد. بامداد پخش هر قسمت از این سریال، یک بار تکرار و ساعت 15 عصر روز بعد، تکرار دوم پخش میشود. هر قسمت از سریال، حدوداً یک ساعت است و با احتساب دو بار تکرار برای هر قسمت، ما به صورت متوسط هفتهیی 6 ساعت این سریال را از تلویزیون دولتی خود میبینیم.
این امر البته بسیار شایسته است وقتی با قصد تبادلات فرهنگی و آشنایی ملتها با فرهنگ یکدیگر انجام شود. اما یک سوال: صدا و سیمای ما، چند دقیقه در هفته از فرهنگ و ادب و تمدن ایرانزمین، از فرهنگ و تاریخچهی کشور خودمان برنامه پخش میکند؟ چند بار خبر ثبت سازههای آبی شوشتر در فهرست میراث بینالمللی (در همین هفتهی اخیر و آن هم به دست دولت) از این رسانه پخش شد؟ چند مجموعهی تلویزیونی برای معرفی و بررسی زندگی مشاهیر و بزرگان این سرزمین ساخته شده است؟ چرا باید سریال تلویزیونی مولانا را کشور ترکیه بسازد و بزرگداشتهای ابنسینا و فارابی را ترکمنستان و ازبکستان بگیرند؟
سوال من اینجاست: چرا ما در سال، یک ریال هم صرف ساخت یک مجموعهی تلویزیونی یا برنامه نمیکنیم که در آن فرهنگ و تاریخ خودمان را تبلیغ کنیم، اما برای تبلیغ فرهنگهای بیگانه، اعم از آسیای شرقی و آمریکای شمالی و عربی و مصری، بودجه داریم، آن هم به میزان کلان؟ اگر قرار است از پیامبران و اسطورههای دینی داستان تلویزیونی بسازیم، چرا از مانی و زرتشت نسازیم؟ چرا وقتی قرار است از چهرههای تاریخی و ادبا برنامه پخش کنیم، فردوسی و حافظ و سعدی از قلم میافتند؟ مگر اینها نبودند که به ما هویت و فرهنگ بخشیدند؟ چرا ما باید بودجهمان را صرف تبلیغ فرهنگ مصر کنیم، دشمنی که با دشمنان ما دوستی میکند و با دوستان ما دشمنی میکند؟
سوال من اینجاست: رسانهیی که خود را ملی میخواند، چه قدر به ملی بودن فکر میکند؟ آیا حالا که این رسانه ملی است و من هم یک شهروند ایرانی هستم، من اجازه خواهم داشت این انتقادها را از تریبون برنامهی 20:30 مطرح کنم؟ برنامهیی که حتی در تحریف نظریات مراجع تقلید هم کم نمیگذارد؟